پیری و رشد زبان

پیری دوره ای از زندگی است که از 60 سالگی (در برخی از متون 65 سالگی) شروع می شود. طبقه بندی سازمان بهداشت جهانی از پیری: 1-پیر جوان(60-74) 2-پیر میانه(75-84) 3-پیر پیر(85 به بالا)

چهار وجه متمایز مفهوم سالمندی از دید متخصصان: 1-سن تقویمی:براساس سالهایی که فرد از بدو تولد زندگی کرده است. 2-سن زیست شناختی:اشاره به تغییرات بدنی که کارآمدی نظام بدنی را کاهش می دهد. 3-سن روانشناختی:تغییراتی که در فرایندهای حسی و ادراکی،توانایی های شناختی و ظرفیت سازگاری و شخصیت رخ می دهد. 4-سن جامعه شناختی:تغییراتی که در ایفای نقش های فرد و ارتباطات او با خانواده، دوستان وو دیگر حمایت کنندگان غیر رسمی رخ می دهد.

نظریه های دوره پیری

1-نظریه پیری برنامه ریزی شده:براساس این نظریه،پیری به طور برنامه ریزی نتیجه تغییرات زنجیره ای از فعال شدن و خاموش شدن ژن های خاص است.چگونگی مسن شدن یک فرد به لحاظ ژنتیکی از قبل مشخص شده است.

2-نظریه هورمونی:زمانبندی زیست شناختی به گونه ای عمل می کند که هورمون ها آهنگ پیری را کنترل می کنند.پدیده یائسگی نمونه ای برای این نظریه است که در اینجا سطح استروژن و پروژسترون کاهش می یابد.

3-نظریه ایمنی شناختی:کاهش برنامه ریزی شده نظام ایمنی که به افزایش آسیب پذیری برای بیماری،پیری و مرگ منجر می شود.نمونه ای برای این نظریه کاهش سلولT (سلول کمک کننده) دربزرگسال است که به افزایش احتمال بیماری می انجامد.

4-نظریه فرسایش:آسیبی که طی سالها به سلول ها،بافت ها و اندام می رسد و سرانجام آنها را می فرساید و باعث کشتن آنها و مرگ می شود.نمونه ای برای این مورد فرسودگی در نظام استخوانی مشاهده می شود آنچنان که در آن آرتروز مفصل اتفاق می افتد.

5-نظریه ارتباط متداخل:تجمع پروتئین ها که ارتباط متداخل دارند به بافت ها آسیب می رساند و فرایند های بدنی را کند می کند.در این نظریه پیری متاثر از یک واکنش شیمیایی است که به طور دائمی تغییر را در طبیعت مولکول های پروتئین ایجاد می کند.

6-نظریه رادیکال آزاد:یک رادیکال آزاد مولکولی است که یک الکترون(جفت نشده)با واکنش پذیری بالایی دارد.تاثیر رادیکال های آزاد در پیری اولین بار توسط هارمن در سال 1956 مطرح شد و وی بیان کرد تولید و تجمع رادیکال های آزاد با افزایش سن بیشتر می شود و این باعث تخریب در مولکول های زیستی مهم می شود.رادیکال های آزاد برای جفت شدن الکترون های خود از مولکول هایی که در اطراف آن باشد یک الکترون جذب می کند و هنگامی که الکترون از مولکول های دیگر جذب می شود،آن مولکول آسیب می بیند.

7-نظریه جهش بدنی:با افزایش سن جهش های ژنتیکی در سلول بدنی به وقوع می پیوندد و در نهایت باعث تخریب و یا اختلال در کنش سلول می شود.

8-نظریه روانی-تحلیلی اریکسون:اریکسون تعارض عمده پیری را احساس انسجام من در برابر ناامیدی می داند.اریکسون انسجام من را وجود نظم و ترتیب در زندگی و پذیرش چرخه زندگی یگانه و منحصر به فرد خویش به عنوان آنچه باید رخ می داده است می داند.

9-نظریه مرحله ای معاصر-روبرت هاویگهرست:براساس این نظریه افراد در سنین مختلف باید به مواردی دست یابند که از نظر وی تکالیف تحولی اند.تکلیف تحولی،تکلیفی است که یک فرد دارد و قصد دارد آن را در یک دوره ی خاص از زندگی حل نماید.تکالیف تحولی 60 سالگی تا پایان عمر:1-سازگاری با کاهش نیروهای بدنی و سلامتی 2-سازگاری با بازنشستگی و کاهش درآمد 3-سازگاری با مرگ همسر 4-برقراری پیوند صریح با گروه سنی خود 5-مواجهه با الزامات اجتماعی و درونی 6-ایجاد ترتیب و برنامه ای برای زندگی بدنی رضایت بخش

10-نظریه رهایی از قید:براساس این نظریه پیر شدن با رهایی از قید متقابل فرد و جامعه همراه است.فرد رفته رفته از مداخله در زندگی اجتماعی باز می ایستد و جامعه نیز امتیازات کمتری به او می دهد.در این نظریه این نگرش وجود دارد که جامعه باید به سالمندان کمک کند تا از نقش های اجتماعی خود کناره گیری کند.

11-نظریه فعالیت:در این نظریه گفته می شود پیری موفق و سالم محصول استمرار فعالیت با سطح بالاست.بنابر نظریه فعالیت،کناره گیری از برخی فعالیت ها به کاهش ظرفیت های بدنی می انجامد و باید همچنان که فرد مسن تر می شود این فعالیت با فعالیت های دیگر که کمتر جنبه بدنی دارند،جایگزین شوند.

12-نظریه تضاد:تضادگرایان مسائل اجتماعی سالخوردگان را از زاویه های انتقادی مورد توجه قرار می دهند و بیان می کنند تحولاتی که در وضعیت سالخوردگان به وقوع می پیوندد،نه در نتیجه نیاز های اجتماعی،بلکه دستیابی و تسلط قشرهای دیگر سنی مخصوصا میانسالان  بر منابع و امکانات کمیاب جامعه است.

13-نظریه رابرت پک:به عقیده ربرت پک تعارض انسجام من در برابر ناامیدی اریکسون از سه تکلیف مجزا تشکیل می شود.برای اینکه انسجام ایجاد شود هر یک از این تکالیف را باید انجام داد:1-تمایز من در برابر دلمشغولی به کار 2-استعلای بدن در برابر دلمشغولی به بدن 3-استعلای من در برابر دلمشغولی به من

14-نظریه خبرگی هیجانی لابووی ویف:ویف معتقد است که افراد سالخورده و آنهایی که از نظر روانی پخته تر هستند از احساسات خود بیشتر خبر دارند.آنها از طریق فکر کردن به تجربیات زندگی و استفاده از راهبردهایی که سرشار از آگاهی هیجانی است و در طول زندگی آنها را تجربه کرده اند،واکنش های هیجانی را به گونه ایی پیچیده تر توصیف می کنند.

15-نظریه رابرت باتلر:به عقیده ی باتلر اغلب سالخوردگان به عنوان  بخشی از دستیابی به انسجام من،جلوگیری از ناامیدی و پذیرفتن پایان عمر به مرور زندگی می پردازند.

16-نظریه تداوم:طبق این دیدگاه اغلب سالخوردگان سعی می کنند یک سیستم شخصی را نگهدارند که با تضمین کردن تداوم بین گذشته آنها و آینده ی مورد نیاز موجب رضایت از زندگی شود.سالخوردگان با استفاده از مهارت های آشنا و پرداختن به فعالیت های آشنا با افراد آشنا استرس و آشفتگی را به حداقل می رساند.

17-نظریه گزینش اجتماعی-هیجانی:وقتی پیر می شویم شبکه های اجتماعی گزینشی تر می شوند. در میانسالی روابط زناشویی عمیق می شوند،خواهر-برادرها احساس نزدیکی بیشتری می کنند و تعداد دوستان کاهش می یابد.در سن پیری تماس با خانواده و دوستان قدیمی تا 80تا90 سالگی ادامه می یابد.

18-نظریه بوهلر(برنامه ریزی و هدف):نظریه که مبین تحول هدف های زندگی است.که بوهلر آن را در 5 طبقه کلی تقسیم کرده است.مرحله پنجم(65تا70 سالگی)،مرحله پیری است.فرد در اینجا از اهدافی که تا کنون دنبال می کرده جدا می شود و آنها را کنار می گذارد یعنی از برخی اهداف چشم پوشی می کند.

19-نظریه جیمز فولر(ایمان و معنویت):در پیری شکل گیری احساس معنویت باعث پذیرفتن ضعف های خودشان شده و آنها احساس یکپارچگی می کنند. طبق نظریه مرحله ای فولر ایمان و معنویت ممکن است در اواخر بزرگسالی به سطح بالاتری برسد.

تحولات فیزیولوژیکی،مغزی و جسمانی در دوره پیری

-امید به زندگی در بدو تولد،متوسط سالهایی است که انتظار می رود شخص از هنگام تولد زندگی کند و به طور عمده از شرایط اجتماعی و ویژگی های ژنتیکی فرد تاثیر می پذیرد.این شاخص نشان می دهد که هر یک از افراد متعلق به یک نسل معین تا پایان زندگی به طور متوسط چند سال عمر خواهند کرد.آمار وزارت بهداشت به سازمان بهداشت جهانی:در سال 95 وزیر بهداشت گفت:طول عمر ایرانیان افزایش یافته است و متوسط عمر زنان به بالای 80 سال و مردان به 79 سال رسیده است.

سیستم عصبی در دوره پیری:

-تاثیرگذاری پیری سیستم عصبی مرکزی بر افکار و فعالیت های پیچیده

-کاهش وزن مغز که در سن 60تا70 سالگی به میزان بیشتری آغاز می گردد و در 80سالگی به 5 تا10 درصد می رسد.

-زوال نورون ها در سرتاسر قشر مخ روی میدهدو این کاهش در قطعه های پیشانی و جسم پینه ای از قطعه های آهیانه ای و گیجگاهی بیشتر است و قطعه های پس سری خیلی کم تغییر میکنند.

-مخچه هم حدود 25 درصد نورون از دست میدهد.سلول های گلیکال که رشته های عصبی را میلین دار می کنندو از این رو در کاهش عملکرد سیستم عصبی مرکزی دخالت دارند.

-ولی نورون های پیر بعد از اینکه تباه شدند سیناپس های تازه ای را ایجاد می کنند.به علاوه قشر مخ می تواند تا اندازه ای نورون های تازه تولید کند.

نظام های حسی دوره پیری:

تغییرات در عملکرد حسی به طور فزاینده ای در اواخر زندگی محسوس می شوند.افراد مسن کمتر می بینند و می شنوند و حساسیت چشایی،بویایی و لامسه ی آنها ممکن است کاهش یابد.حواس ابزار مغز برای ارتباط با دنیای اطراف هستند و بر همین اساس هر کاهشی در آن ها مستقیما به کاهش عملکرد ذهن منجر می شود.

سیستم قلب و عروق در دوره پیری:

-سفت تر شدن عضله ی قلب و ضخیم تر شدن بطن چپ قلب،به علت پیری طبیعی و همچنین تصلب شرائین انباشته شدن پلاک(کلسترول و چربی) در دیواره عروق

-کاهش یافتن ضربان قلب و نرسیدن اکسیژن کافی به بافت ها در هنگام فعالیت شدید جسمانی

-گنجایش حیاتی(مقدار هوایی که می تواند به ریه ها وارد و از آن خارج شود)بین 20تا80 سالگی به نصف کاهش پیدا می کند.

-ریه ها با کارایی کمتری پر و خالی شده و باعث می شوند که خون،اکسیژن کمتری جذب کرده و دی اکسید کمتری را دفع کند.

نکته اول:علم تمدید حیات،مطالعه کندسازی یا معکوس سازی فرایندهای سالخوردگی برای تمدید طول عمرهای متوسط و حداکثری است.برخی پژوهشگران در این حوزه،و گروه های معروف به "دیرزیست گرایان"(کسانی که خواهان طول عمر طولانی برای خود هستند)،بر این باورند که پیشرفت های غیرمنتظره آینده در بازجوانی بافت ها با سلول های بنیادی،ترمیم مولکولی،و جایگزینی اندام(مثلا با اندام های مصنوعی یا پیوند اندام حیوانات)در نهایت بشر را قادر به داشتن طول عمرهای بی کران از طریق بازجوانی سراسری بدن خواهد کرد.از علم تمدید حیات تحت عنوان پزشکی ضد سالخوردگی،پیری شناسی تجربی،و پیری شناسی زیست پزشکی نیز یاد می شود.فروش محصولات ضدپیری مانند تغذیه،آمادگی جسمانی،مراقبت از پوست،جایگزین هورمون ها،ویتامین ها،مکمل ها و گیاهان یک صنعت پر سود جهانی است،مثلا در بازار ایالات متحده تولید حدود 50 میلیارد دلار از درآمد در هر سال را تشکیل می دهد.با این حال،بسیاری معتقد هستند که هدف از طول عمرنامحدود انسان،خود،لزوما هدفی خام است.مسائل اخلاقی از طول عمر توسط اخلاق زیستیان مورد بحث است.

نکته دوم:در طی فرایند پیری،یک موجود زنده تجمع می یابد.آسیب به مولکول های آن،سلول ها،بافت ها و اندام خلاصه می شود؛ولی به طور خاص و دقیق تر،پیری به عنوان مشخصه و فکر به ناپایداری ژنومی،ساییدگی تلومر،تغییرات اپی ژنتیک،اختلال درمیتوکندری،پیری سلولی،ساقه خستگی سلولی و تغییر ارتباطات بین سلولی ایجاد می شود.روند اکسید شدن که با استفاده از تنفس انجام می شود،خود نیز یکی از عوامل فرسودگی است.در عین حال که اکسیژن به ما حیات می دهد از ما حیات را هم می گیرد!

-زوال عقل:زوال عقل از جدی ترین و آزار دهنده ترین بیماری های سالمندان به شمار می رود.رایج ترین نوع زوال عقل آلزایمر است.

نکته سوم:یکی از مشکلات زوال عقل بروز توهم و هذیان است.مثلا بیمار فکر کند همسرش به وی خیانت کرده است یا همسایگان و پرستارش قصد آسیب رساندن و توطئه علیه وی را دارند.بیمار ممکن است به فرزندانش بدبین شود.گاهی اوقات بیمار افرادی را مثلا والدین فوت شده یا اقوام را که نیستند و حضور ندارند می بینند.

تحولات شناختی در دوره پیری

چگونه سالخوردگان می توانند از حداکثر توانایی شناختی خود استفاده کنند؟

سالخوردگانی که حداکثر عملکرد شناختی خود را حفظ می کنند از روش به حداکثر رساندن گزینشی همراه جبران استفاده می کنند.ضمنا آنها روش های جدیدی را برای جبران کردن ضعف های خود استفاده می کنند.

حافظه:

-حافظه حسی با افزایش سن افت پیدا نمی کند.افت مختصری در گنجایش حافظه کوتاه مدت وجود دارد.حافظه دیداری نیز تغییر عمده ای نمی کند.اما بیشترین افت در حافظه دراز مدت،و آن هم در بازیابی آموخته های جدید است.

پردازش زبان:

زبان و مهارت های حافظه رابطه نزدیکی با هم دارند.در درک زبان بدون آگاهی هشیار به یاد می آوریم.برخلاف درک زبان در دو جنبه از تولید زبان به خاطر افزایش سن ضعف هایی مشاهده می شود.جنبه اول بازنمایی کلمات از حافظه دراز مدت است.جنبه ی دوم این است که برنامه ریزی برای گفتن یک مطلب و نحوه ی گفتن آن دشوارتر می شود.

-حل مسئله سنتی،که فاقد زمینه زندگی عملی است کاهش می یابد و حل مسئله روزمره افزایش می یابد.

فرضیه افت پایانی هوش یا کاهش نهایی:

طبق این نظریه هنگامی که افراد به خاتمه ی عمر نزدیک می شوند افت نسبتا محسوسی در هوش آنها دیده می شود.پژوهشگران مطوئن نیستند که آیا این کاهش به چند جنبه از هوش محدود می شود یا تمامی جنبه های آن را تحت تاثیر قرار میدهد.تحقیقات از نظر مدت زمان کاهش نهایی بسیار متفاوت هستند.برخی گزارش میدهند که مدت آن 1 تا3 سال است.برخی گزارش می دهند که به مدت 14 سال ادامه دارد و متوسط آن حدود 5 سال است.

تحولات هیجانی و اجتماعی در دوره پیری

سالخوردگان یک عمر خودشناسی را انباشته کرده اند که خودپنداره ایمن تر و پیچیده تر از دوران گذشته را به بار می آورد.ماهیت قاطع و چند جنبه ای خودپنداره این فرد به او امکان می دهد تا فقدان مهارت را در زمینه هایی که هرگز امتحان نکرده بود،بر آنها تسلط نیافته بود یا دیگر نمی توانست مانند گذشته آنها را انجام دهد جبران کند.

نقش مذهب در زندگی سالمندان:

در اینجا مذهب همان مفهوم کلی و عام آن که مترادف دین است مدنظر است.در سطح پژوهشی در اکثر مطالعات به نقش سودمند اعتقادات مذهبی بر رفتار انسانها اذعان شده؛اگرچه در موارد اندکی نیز تاثیر مذهب،منفی ارزیابی شده است.کوئینگ به عنوان روان پزشک و استاد دانشگاه مطالعات فراوانی در مورد نقش مذهب بر سلامت روان داشته است.او 724 مطالعه را که تا سال 2000 در مورد رابطه میان مذهب و سلامت روانی شده بود،بررسی کرد.او می گوید تنها 6 درصد از این مطالعات بر تاثیر منفی مذهبی بودن افراد بر سلامت روانی اشاره شده است.کوئینگ می گوید اعمال و عقاید اسلامی با سلامت روانی بهتر شامل افسردگی کمتر،اضطراب کمتر، سومصرف مواد کمتر،بهزیستی بیشتر و رضایت مندی بیشتر از زندگی رابطه دارد.

حمایت اجتماعی سالمندان:

یکی از عوامل تعیین کننده اجتماعی سلامت که به اهمیت بعد اجتماعی انسان اشاره دارد و در سالهای اخیر توجه ویژه ای را جلب کرده است،حمایت اجتماعی است.حمایتهای اجتماعی خدماتی هستند که به نیازهای روانی،اجتماعی و عملکردی رسیدگی می کنند.حمایت اجتماعی عامل مهمی در سالمندی موفقیت آمیز بوده و به طور سنتی به عنوان حمایت از طرف خانواده،دوستان و آشنایان در نظر گرفته شده است.پژوهش ها نشان میدهد که ترک یا طرد والدین می تواند به احساس ناامنی،اضطراب و ایجاد حس حقارت در سالمندان بیانجامد و البته حمایت بیش از حد از سوی فرزندان نیز احساس اتکا و عدم استقلال را در وجودشان تشدید می کند.در چنین حالتی سالمندان مجبورند با یکدیگر زندگی کرده،در غیر این صورت باید تنها به سر ببرند یا در یک موسسه نگهداری از سالمندان زندگی کنند.

نکات کاربردی

1-کاهش دلهره و نگرانی 2-روابط اجتماعی خود را حفظ کنید 3-نگاه مثبت داشته باشید 4-ارتباط معنوی 5-فعالیت های بدنی را قطع نکنید 6-مغزتان را ورزش دهید 7-خوب غذا بخورید.

رشد زبان

-زبان با تفکر در ارتباط است.(زبان پیش عقلی و تفکر پیش زبانی)

-کودکان به معنای گفتار خویش و گفتار دیگران توجه دارند.

-پردازش زبان در منطقه بروکا و ورنیکه اتفاق می افتد.

-مراقب باشید ناحیه پس سری کودک آسیب نبیند.

-نیمکره چپ مسئول پردازش زبان است که اگر در ابتدای کودکی آسیب ببیند تا 4 الی 5 سالگی از طریق نیمکره راست جبران می شود اما بعد ازآن به اختلالات گفتاری تبدیل می شود.

-صداهای مربوط به زبان مادری را در داخل رحم می آموزند.

-سیر تحولی تولید صدا:گریه،غان و غون کردن(1 تا2 ماهگی).من و من(6 ماهگی).گفتار طرح دار(در حوالی یک سالگی).

-درک کلمات را از شش ماهگی یاد می گیرند و در 9 ماهگی به سهولت این کار را انجام می دهند.در فاصله 10 تا 13 ماهگی اولین کلمات را بر زبان جاری می کنند.فراز های یک کلمه ای را در محدوده 12 ماهگی برای مقاصد خود به کار می برند مثلا توپ.تا 18 ماهگی دامنه واژگان کند است که بعد ازآن شدت می گیرد که در 2 سالگی تقریبا 270 واژه به کار می برند در حالیکه تا 18 ماهگی فقط 22 کلمه را می توانند به زبان بیاورند.در 30 ماهگی تقریبا 446 واژه را می توانند نام ببرند.در 5 سالگی 2027 واژه را یاد می گیرند.

-خلاقیت زبانی در ساختن واژگان....خانه مار... مرد موشی...در 30 ماهگی شروع می شود و باعث سوتفاهمات خانوادگی میشود.

-سن 3 تا 7 سالگی زمان یادگیری دستور زبان مادری است.

-تفکر پیش زبانی و زبان پیش عقلی...کودک 2 الی 3 ماهه زمانی که والدین صحبت می کنند ساکت می شود و زمانی که والدین ساکت میشوند سروصدا می کنند.

-کودکان تودار در ابتدا دامنه واژگان را گسترش می دهند و بعد بر زبان جاری می کنند که احتمالا تا 2 سالگی اصلا حرف نمی زنند.

دوره میانسالی و تحولات کودکی

دوره ی میانسالی یکی از مراحل تحول انسان و رویدادی طبیعی و برهه ای بهنجار در گستره ی زندگی است و عموما در دهه ی چهارم زندگی فرد آغاز می شود و اغلب محققان برحه ی زمانی این دوره رابین 40 تا 65 سالگی در نظر دارند.میانسالی لزوما دوره ی تغییر منفی نیست بلکه مرحله ای است که در آن آزادی های فردی افزایش می یابد و فرد به بالاترین توان و جایگاه حرفه ای خویش می رسد،آسایش زندگی زناشویی بعد از رفتن فرزندان از خانه و افزایش ارتباطات اجتماعی هم از جمله ویژگی های مثبت ورود به این دوره است.برخی محققان میانسالی را به دو دوره ی میانسالی اولیه که شاخص هایی مانند تثبیت خانواده و شغل،مسئولیت پذیری در مورد بچه ها و خانواده و رابطه با والدین را شامل می شود و میانسالی ثانویه که با اموری همچون نگرانی هایی درباره ی سلامت،بازنشستگی و پدربزرگ و مادربزرگ شدن سروکار دارد.

نظریات مربوط به دوره میانسالی

-اریکسون:تعارض روانی مهم میانسالی در نظریه اریکسون زایندگی در برابر رکود است.زایندگی مستلزم به فکر دیگران بودن به صورت هدایت کردن نسل بعدی است.در این مرحله تعهد،خانواده و جامعه را در برمی گیرد.

-لوینسون:سن 45 تا 50 سالگی زمان تشکیل یک ساختار جدید است.تغییر دادن ساختار زندگی:1-جوان-مسن:زنان به علت معیار دوگانه پیری سخت تر از مردان می توانند مسن شدن را بپذیرند. 2-ویرانگری-آفرینش:میانسالان با خلاق بودن،از طریق اقداماتی که رفاه را بیشتر می کند می توانند با ویرانگری مقابله کنند. 3-مردانگی-زنانگی:میانسالی زمانی است که افراد باید بین اجزای مردانه و زنانه خود سازش برقرار کنند. 4-درآمیختگی-جدایی:در میانسالی باید بین آمیختگی با دنیای بیرونی و جدایی تعادل برقرار کرد.

-ویلانت:40 تا 50 سالگی صرف راهنمایی دیگران و 50تا60 سالگی صرف ارزش های فرهنگی می شود.

-فولر:افراد در اواخر بزرگسالی در مرحله ی ایمان عاطفی قرار دارند.

-یونگ:میانسالی دوره تحقق بخشیدن یا پرورش دادن خود است.

-وارنر شای:افراد در دوره میانسالی در مرحله مسئولیت قرار دارند.

تحولات فیزیولوژیک و مغزی و جسمانی

-بینایی:کاهش توانایی تمرکز روی اشیای نزدیک،کاهش تیزی بینایی،تیره شدن زجاجیه

-شنوایی:کاهش حساسیت نسبت به صداها،افت شنوایی در مردان دوبرابر سریع تر است.

-ترکیب عضله و چربی:افزایش چربی بدن،کاهش عضله و استخوان

-دستگاه عصبی:کاهش وزن مغز،زوال نورون ها در سرتاسر قشرمخ،کاهش عملکرد ذهنی

-قدو استخوان بندی:کاهش تدریجی تراکم استخوان،خطر ابتلا به پوکی استخوان

-پوست:کاهش انعطاف پذیری پوست،شل و چروکیده شدن پوست،لک های پیری

-دستگاه تولید مثل:یائسگی و خاتمه ی قاعدگی و تولید مثل در زنان،کاهش کیفیت و جنبندگی و مقدار منی در مردان.

-یائسگی:پساقاعدگی فیزیولوژیک یا طبیعی منجر به کاهش سطح استروژن میشود و زمان وقوعش بستگی به عواملی مثل ژنتیک/عوامل محیطی/شاخص توده بدن/مصرف دخانیات و... دارد.علائم زیادی در یائسگی روی می دهند که معمولا ناشی از تغییرات میزان استروژن در بدن است.

تحولات ذهنی و شناختی:

1-هوش متبلور و سیال:هوش متبلور که به تراکم دانش و تجربه و مهارت ر آداب اجتماعی بستگی دارد در طول میانسالی افزایش می یابد و درمقابل هوش سیال که بیشتربه مهارت های پردازش اطلاعات اساسی وابسته است از 20تا30 سالگی رو به کاهش می رود.

2-سرعت پردازش شناختی:سرعت پردازش شناختی با افزایش سن کند می شود و این امر موجب کاهش نمرات افراد در تکالیف مربوط به حافظه،استدلال و حل مسئله می شود ولی بزرگالان می توانند از طریق تجربه و تمرین آن را جبران کنند.

3-توجه:افراد میانسال سخت تر می توانند توجه خود را تقسیم کنند،روی محرک های مربوط تمرکز کنند و از یک تکلیف به تکلیف دیگر جا به جا شوند.در این سنین بازداری دشوارتر شده و گاهی موجب حواسپرتی می شود.

4-حافظه:در این دوره گنجایش حافظه کوتاه مدت کاهش می یابد در نتیجه افراد اطلاعات کمتری در حافظه ی کوتاه مدت خود نگه می دارند.همچنین بازیابی اطلاعات از حافظه ی بلندمدت دشوارتر می شود که علت این ها عمدتا استفاده ی کمتر از راهبردهای حافظه است،و البته لازم به ذکر است که دوره ی میانسالی دانش عمومی مبتنی برواقعیت،دانش طرز کار،ودانش مرتبط با شغل بدون تغییر می مانند ویا حتی افزایش می یابند.

5-حل مسئله و کاردانی:در این دوره رشد کاردانی به حداکثر می رسد و به روش های بسایر کارآمد و موثر برای حل کردن مسائل منجر می شود.این پیشرفت حاصل سال ها تجربه و یادگیری است؛افراد میانسال تصمیم گیرنده های منطفی تری هم هستند.

تحولات هیجانی و عاطفی واجتماعی

-عزت نفس:افراد میانسال و مسن تر عزت نفسی برابر یا برتر از عزت نفس افراد جوان تر از خود دارند که شاید علت آن نقش حفاظتی خودهای ممکن است.

-استقلال:افراد میانسال به انتظارات و ارزیابی های دیگران کمتر اهمیت می دهند و برای آن ها دنبال کردن معیارهایی که خودشان انتخاب کرده اند مه تر است.

-خودپذیری:افراد میانسال بیشتر از جوانان ویژگی های خوب و بد خود را تایید و می پذیرند و معمولا درباره ی خود و زندگی احساس مثبت تری دارند.

-هویت جنسی:مردان و زنان در میانسالی دوجنسیتی تر می شوند.تحقیقات متعددی از افزایش صفات مردانه در زنان و صفات زنانه در مردان در طول میانسالی خبر می دهد.در این دوره زنان بیشتر متکی به نفس،خودبسنده و نافذ و مردان از لحاظ هیجانی حساس تر،دلسوزتر،باملاحظه تر و وابسته می شوند.

-تغییر صفات اصلی شخصیت:در میانسالی صفات تطبیق پذیری و وظیفه شناسی افزایش می یابد در حالی که صفات روانجورخویی کاهش پیدا می کند و برون گرایی و تجربه پذیری تغییر نمی کنند یا اندکی کاهش می یابند.

-روابط زناشویی:زندگی زناشویی خوب سلامت روانی را تقویت می کند،نقش زندگی زناشویی در سلامت روانی با بالا رفتن سن افزایش می یابد و در اواخر میانسالی پیش بین قدرتمندی می شود.

-روابط دوستی:در میانسالی تعداد دوستان کمتر و گزینشی تر می شود و افراد  میانسال برای دوستان خود عمیقا ارزش قائل می شوند.

-زندگی شغلی:کار همچنان جنبه ی برجسته ی هویت و عزت نفس در دوران میانسالی است،افراد میانسال بیشتر از سال های گذشته می کوشند معنی شخصی و خودفرمانی زندگی شغلی خود را افزایش دهند،آن ها اغلب در همان شغل سابق خود می مانند.

بحران میانسالی

-از نظر آماری بیشترین میزان خودکشی،بیماری های شدید،پذیرش بیمارستان های روانی،افسردگی و سومصرف الکل در سنین 40تا50 سال اتفاق می افتد.این موارد اهمیت سنین میانسالی را نشان می دهند.بحران میان سالی هم در مردان هم در زنان رخ می دهد اما نوع آن ها با هم متفاوت است.برای مقابله با این بحران افراید باید به مشکلات زندگی خود به صورت چالش نگاه کنند و احساس مدیریت در زندگی خود داشته باشند.

-دین در مقابله با بحران میانسالی به افراد کمک بسزایی می کند به این صورت که باعث ایجاد تغییر مثبت درنوع نگاه انسان ها به مسائل مختلف در گذر از مراحل حیات می شود؛افرادی بهتر می توانند با مسائل مرتبط با میانسالی برخورد کنند که گرایش مذهبی و دینی محکم دارند و در انجام ارهای خود به خداند توکل می کنند.

تغذیه و سلامت در میانسالی

-نمک،شکر،لبنیات پرچرب را از رژیم خود حذف کنید.   –کاهش مصرف چای وقهوه

-حتما در برنامه ی صبحانه پروتئین دریافت کنید. –کالری دریافتی وزانه شیب منفی داشته باشد.  –در برنامه ی هر روزتان سبزیجات برگدار،میوه های متنوع و آجیل و غلات باشد.

-وزن خود را کنترل کنید و از ورزش غفلت نکنید.

نکات کاربردی

-با انتخاب غذاهای سالم که برای قلب و تناسب اندام مفید هستند به کارکرد صحیح مغزتان کمک کنید زیرا که چاقی در میانسالی احتمال زوال عقل در سال های بعد را تا دوبرابر افزایش می دهد.

-از الکل و نوشیدنی های الکلی اجتناب کید زیرا مصرف مداوم الکل در طولانی مدت باعث کوچک شدن لوب های پیشین مغز می شود و این آسیب ها حتی با ترک الکل برگشت پذیر خواهد بود.

-افراد میانسال از چهل سالگی به بعد باید سالی یکبار چکاپ کامل داشته باشند زیرا  که این کار تا 50 درصد از بروز مرگ و میرها جلوگیری می کند.

-برای محافظت از پوست خود و جلوگیری از چین و چروک از کرم های ضدآفتاب استفاده کنید،حتی الامکان عینک آفتابی بزنید،سویا و شکلات بخورید و از مرطوب کننده ها استفاده کنید.

-از جوانی ورزش را در برنامه ی زندگیتان بگنجانید  زیرا که تحقیقات نشان داده که انجام فعالیت های ورزشی در دهه 20سالگی از سلامت و توانایی مغز در دوران میانسالی حفاطت می کند.

تربیت جنسی کودکان

-تربیت همان پرورش است و با آموزش تفاوت دارد.در زیر هفت سالگی به هیچ وجه مسئله آموزش را برای کودکان به صورت مستقیم نداریم،اما مبحث تربیت هست.در خصوص مبحث تربیت جنسی سوالات هستی شناسی کودکان در سنین 3تا5 سالگی اتفاق می افتد،فقط کودکانی که تنبیه فیزیکی نشده باشند اینگونه سوالات را می پرسند.وقتی ما اسم تربیت  را می آوریم برمی گردد به دانشی که محیط اطراف به خصوص والدین،مربیان و بزرگسالان در مورد این باید داشته باشند.کودکان در سنین 3تا5 سالگی کنجکاوی جنسی دارند.          –نکته:اگر مسائل جنسی را زیر 8 سال به کودک آموزش دهیم، فساد ایجاد کردیم،کودک را منحرف کردیم؛کودکی که هیچ درکی  نسبت به جهان هستی ندارد و هنوز تفکر انتزاعی او شکل نگرفته است و وقتی ما این مسائل را می گوییم به کنجکاوی جنسی کودک دامن می زنیم.غریزه جنسی نیازی به آموزش ندارد

-اهداف تربیت جنسی:فراهم کردن بستر مناسب برای رشد سالم جنسی که این مطالب را والدین باید بدانند،ارضای صحیح و بهنجار غریزه جنسی(قرار نیست که غریزه جنسی سرکوب شود)،پیشگیری از انحرافات جنسی و ایجاد جامعه پاک(این نکات برای سازمان بهداشت جهانی است)،آماده سازی دختذها و پسرها برای زندگی سالم خانوادگی،فضیلت جویی،خویشتن داری،پرهیز از افراط و تفریط.

فرصت های تربیتی در کودکی

-فرصت های تربیتی در کودکی را در حوزه تفکر،ادراک،رشد مفهومی،رشد حرکتی،رشد جنسی،موانع رشد دسته بندی کرده اند.

-شکل گیری حیا،خودکنترلی،رشد اخلاقی در کودکان چگونه اتفاق می افتد؟برخی از این ویژگی ها مبتنی بر وراثت هستند و برخی مبتنی بر محیط هستند،که معمولا شکل گیری اخلاقی از سه سالگی با آموزش غیرمستقیم در محیط شروع می شود.مثلا در کره جنوبی برای کودکان از سه سالگی درس اخلاق دارند(با اینکه کشوری بدون مذهب است)،از طریق بازی رشد اخلاقی را شکل می دهند.

-تفکر یعنی چی؟تفکر کودکان چگونه شکل می گیرد؟دقیق ترین تعریف تفکر،فرایند های عالی و پیچیده ذهنی از جمله حل مسئله،استدلال،خلاقیت،مفهوم پردازی،ادراک،برنامه ریزی زبان است.رابرت زیگلر و مارتا واگنر در حوزه تفکر زیاد کار کردند و به صورت پژوهش طی بیست سال به این سوال که آیا تفکر فطری است؟ پاسخ می دهند.

آنهایی که می گویند تفکر فطری است،رویکردهای دارند:یکی دیدگاه تداعی گرا است مثل جان لاک که مطرح میکند در زمان جنینی،جنین قدرت شرطی شدن را دارد یعنی اگر به فردی علاقه مند است به عطری که آن فرد می زند نیز علاقه مند است.

پیاژه بیان میکند که تفکر از طریق محیط فیزیکی شکل می گیرد اما دیدگاه سازنده گرایی می گوید تفکر از طریق محیط ذهنی،محیط فیزیکی،محیط اجتماعی،محیط رادیکالی شکل می گیرد.

-رشد شناختی:به همان اندازه که وزن مغز افزایش می یابد فرایندهای شناختی نیز افزایش پیدا می کنند،مگر در آکرومگالی ها که نابهنجاری هلی جسمی هستند.100 تا200 میلیون سلول عصبی در مغز وجود دارد.

کودکان چه چیزهایی را درک میکنند و چه چیزهایی را درک نمی کنند؟

-درک مفهوم اعداد:کودک پنج ماهه می تواند اعداد حاصل جمع 3 را یادبگیرد.

-جلب توجه یا حفظ توجه نوزاد،دقیقا مثل بزرگسال است.حفظ توجه زمانی اتفاق می افتد که شی معنادار باشد،یعنی آن شی برای فرد جذابیت داشته باشد.اگر این شی به صورت زنده باشد یا قدرت زیستی داشته باشد،بیشترین توجه را برای کودک دارد.با افزایش سن جلب توجه به سمت محرک های پیچیده پیش می رود و کودک به محرک های ساده توجه نمی کند.

-نوزادان به سوی آینده و حال گرایش دارند،چرایی این را بررسی نکرده اند.نوزادان امید به آینده دارند اما ممکن است وقتی بزرگ تر می شوند توسط والدین یا اطرافیان ناامید شوند.

-در سه ماهگی انتظار وقوع چیزی را در خود شکل می دهند.

-در سه ماهگی حساسیت بینایی کودکان نسبت به نوار های سفید و سیاه خیلی زیاد است،بخاطر اینکه قدرت بینایی در ابتدای تولد کم است.

-از بدو تولد دوست دارند به صورت انسان توجه کنند نه به اشیا.

-صدای زیروبم وعکس العمل کودکان:مواظب باشید غریبه ها با نوزادان صحبت نککند به خصوص مردان،باعث میشود کل هیجانات نوزاد بهم بریزد.بچه ها نسبت به صدای بم واهمه دارند.

-نوزادان پس از 36 ساعت از تولد خود دوست دارند چهره مادر راببینند و چهره مادر را می توانند تشخیص دهند(تصویر ویدیویی مادر می تواند تاثیر مشابه داشته باشد اما تصویر زنده بیشترین اثر را دارد).

-در گذشته گفته میشد که کودکان از سه سالگی می توانند فاصله اشیا را تخمین بزنند اما نوزاد یک ماهه علاوه بر تشخیص اشیا،جهت و فاصله ی آن شی را هم می تواند تخمین بزند،این فاصله باید زیر پنچ متر باشد تا بتواند تشخیص دهد.

-واکنش به صدا از ماه دوم بارداری است.نوزادان بین صداهای مشابه گفتاری سریع واکنش میدهند.اگر صد نوع صدا ایجاد کنیم از اونواع حیوانات،از انواع ضربه زدن به اجسام مختلف،نوزاد در همان ماه اول می تواند از بین این صداها صدای انسان را تشخیص دهد.-کودکان از صدا برای تعیین فاصله استفاده می کنند.کودکان در اتاق تاریک می توانند خود را به چیزی که صدا می دهد نزدیک کنند.نوزاد یک روزه در جابه جایی صدا از نوزاد دو یا سه ماهه بهتر عمل می کند زیرا از مکانیزم هایی در روز اول استفاده می کند که در شکم مادر استفاده میکرد.

-کودک پنج ماهه جذب حرکات بدن انسان میشود و چندین برابر بیشتر از حرکت اشیا از حرکات انسان لذت می برد.

-کودک پنج ماهه به بعد صورت های زیبا را از صورت های زشت می تواند تشخیص دهد.زیبا شناسی در کودک پبج ماهه فوق العاده است.

-کودک در دو سالگی خط زیبا را از خط غیرزیبا و نقاشی های زیبا را از غیر زیبا تشخیص می دهد.      –در شش ماهگی نوزاد در تمیز اشیا مسلط می شود.