متافیزیک

ارتباط مسائل فرا شخصی و حوزه های رشد

-روانشناسی رشد معمولا به مراحل متعارف رشد میپردازد و به حوزه های پسا متعارف رشد دقتی ندارد.

-روانشناسی فرا شخصی شامل رشد روحی و معنوی است که بر مسائل جسمی و روانی انسان تاثیر میگذارد اما در روانشناسی رایج نادیده گرفته شده است.

-طبیعت انسان از تمامی جنبه ها مستعد آگاهی و تغییر است و فقط"خود درونی"است که در پس تمام اینها ثابت است.

تعریف متافیزیک:متافیزیک علمی است که از موجود بما هو موجود سخن میگوید.ما بعدالطبیعه یا متافیزیک یا متاگیتیک شاخه ای از فاسفه است که به پژوهش درباره چیستی و کُنه وجود،زندگی و جهان به عنوان یک کل می پردازد.متافیزیک را ریشه فلسفه میدانند؛بدین معنا که فیلسوفان نخستین عمدتا به این حوزه از فلسفه می پرداخته اند.در فلسفه معاصر،به مباحث ما بعدالطبیعی با شکاکیت بسیار نگریسته اند.

-متافیزیک در علم قدیم:در قدیم به متافیزیک خیلی جدی تر می پرداختند و متافیزیک یک سری مخالف و موافقانی داشت.دموکریتوس اتمیست(دو قرن پیش از ارسطو) بزرگترین مخالف متافیزیک بود و میگفت آنچه در جهان اتفاق می افتد ناشی از حرکت ریزذرات است و این حرکت برای تبیین تما اتفاقات کافی است.

موافقان:اکثر دانشمندان،ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی

برخی موافقین متافیزیک در روانشناسی و علوم جدید

-آبراهام مازلو1967؛سخنرانی در انجمن فرا روانشناسی

-زندگی پس از زندگی1970؛احیا در پزشکی-ثبت تجربیات و دقت در اشتراکات

-انجمن تحقیقات فراروانی(SPR)1882 لندن؛سیبویک،پرت،ریشی،جیمز،مایرز1903

-ویلیام کروکس1870 (تست هیوم و بستن راه های احتمالی کلاهبرداری)

-چالز ریشی1918؛با تست فردی به نام Franck Kluski به وضوح اظهار داشت نمیگویم این امور ممکن است،میگویم هست.

-نقطه عطف فرا روانشناسی:جوزف راین1930 ادراکات فراحسی؛فرا روانشناسی:تله پاتی،نهان بینی،پیش آگاهی،روان جنبانی

مخالفین متافیزیک و پدیده های آن در روانشناسی

1-روانشناسان:سخت گیرانه ترین نگاه در پذیرش این مسئله

2-فیزیکالیست ها:عدم تبیین مسئله براساس قواعد فیزیکی

3-طبیعت گرایان:سوزان بلک1996،در پاسخ به نمونه های احیا در پزشکی(1970) در مقاله ای به تبیین طبیعت گرایانه آن اتفاقات پرداخت:انتظار،دارو،ترشحات هورمونی،کمبود اکسیژن،تحریک لوب گیجگاهی.

فیلسوفان و دانشمندان مشهور منتقد متافیزیک

-از فیلسوفان انگلیسی:دیوید هیوم،برتراند راسل،جان استوارت میل،جرج اسمیت،جرج ادوارد مور،پل دیراک،استیون هاوکینگ،فرانسیس کریک،جولیان هاکسلی.

-از فیلسوفان آلمان:کارل مارکس،فردریش انگلس،لودویگ فویرباخ،ایمانوئل کانت،آلبرت اینشتین،آرتور شوپنهاوئر،مارتین هایدگر،زیگموند فروید،فریدریش نیچه،ارنست مایر

-از فیلسوفان فرانسوی:ژان ژاک روسو،ژان پل سارتر،امیل دورکیم،آگوست کنت،میشل فوکو،پیر سیمون لاپلاس.

-از فیلسوفان سایر ملل:نوآم چامسکی،ادموند هوسرل،لودویگ ویتگنشتاین،ویلیام جیمز،توماس کوهن،ماری کوری،انریکو فرمی،میخائیل باکونین،جان سرل،ولادیمی لنین،ایوان پاولف،ریچارد فاینمن،جیمز واتسون

بررسی انتقادی مخالفین فرا روان شناسی

1-تورنیک1950،روانشناس(ماشین محاسبه گر و هوش):فرض میکنیم خواننده با ایده ادراک فراحسی و معنای فقرات آن آشناست،به نظر میرسد این پدیده های آزاردهنده تمام آرا علمی معمول را تکذیب میکند.چگونه میتوان آنها را نامعتبر ساخت؟...متاسفانه شواهد لااقل برای تله پاتی بسیار قوی است.

2-پاسکال جوردن1951،فیزیکدان:باید اعتراف کنیم وجود پدیده هایPsi (پاراسایکولوژی)با همان دقتی که در علم جدید مورد انتظاراست توسط دکتر راین احراز شده و دیگر هیچکس نمی تواند ضرورت جدی گرفتن این مسئله را انکار کند.

-در نهایت با انتشار و پذیرش دو کتاب از سوی ادوارد کلی فرا روانشناسی بصورت رسمی وارد حیطه روانشناسی شد:1-Irreducible mind 2007 2-Beyond physicalism

ادراکات فراحسی

1-تله پاتی:برقراری ارتباط ذهنی همزمان بین دو نفر بدون هرگونه لمس یا تماس واضح

2-نهان بینی:اطلاع یافتن به صورت همزمان از آنچه در ذهن و اندیشه ی دیگری میگذرد

3-پیش آگاهی:اطلاع یافتن قبل از وقوع یک حادثه در درون ذهن انسان یا خارج از آن

4-روان جنبانی:حرکت فیزیکی بدون دخالت فیزیکی و صرفا با انرژی روح

تله پاتی

1-استفاده در روانشناسی:فردریک مایرز از دو کلمه یونانی(tele به معنای دور و path به معنای وقوع)این عبارت را استعمال نمود.

2-امکان سنجی علمی:دانش روز میدان و موج،همانگونه که برای انسان دو قرن پیش پدیده هایی مثل موبایل و اینترنت قابل هضم نبود،شاید بتوان در آینده با استفاده از تکنولوژی پدیده هایی مثل تله پاتی را هم تشریح و حتی تولید کرد.

3-شواهد تجربی:A-ادراک اولیه باکستر:در خروجی دستگاه پلی گراف که به گیاهان تحت آزمایش متصل شده بود،زمانی که به گیاهان آسیب وارد می شده یا حتی تهدید به آسیب می شدند،تغییر مقاومت الکتریکی مشاهده می شد.از آن به بعد،باکستر صدها آزمایش را با گیاهان،تخم مرغ،ماست و نمونه هایی از یاخته های انسان انجام داد که همگی به نتایج مشابهی انجامیدند.B-دوقلوها:آزمایش آب سرد و مار بر روی دوقلوهای هشت ساله،ریچارد و دامین پاولز و دیگر دوقلوها. C–شواهد مادر و کودک D–آزمایش گانزفلد(محیط همگن):آزمایش های گانزفلد تکنیکی است که در فراروان شناسی برای سنجش ادراک فراحسی افراد می باشد.آزمایش های گانزفلد در میان آخرین آزمایش ها در فراروانشناسی برای آزمایش دورآگاهی هستند.تا به حال به بازتولید دارای ثبات رای و مستقل از آزمایش های گانزفلد دست یافته نشده است.E-مجادلات هایمن(منتقد) و آنرتون(مدافع) F–پاسخ های انجمن فراروانشناسی I–بیانیه مشترک

ارتباط ادراکات فراحسی با حوزه های رشد

-تحولات عاطفی هیجانی:همانگونه که از تعریف تله پاتی واضح است(و در موارد مثال آن مشاهده شد)ادراکات فراحسی مستلزم ارتباط عاطفی است؛وقتی یک از دهنده حالات حسی خاص را تجربه کند،گیرنده آن هم آن حس را درک میکند.

-تحولات ذهنی شناختی:ادراکات فراحسی اساسا در حوزه ذهن و شناخت اتفاق میافتند.نهان بینی به صورت خاص حکایت از اطلاع دادن درباره نگرش ها و ذهنیت های فردی دیگر است که گیرنده متوجه آن میشود.پیش آگاهی نیز همان گستردگی ذهن در زمان است که از منظر فلاسفه امری ممکن است.

-تحولات اجتماعی:تله پاتی میتواند حوزه های ارتباط اجتماعی را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.مانند تولیدات چند دهه اخیر دنیای تکنولوژی که نوع جدیدی از ارتباط را برای جهانیان رقم زد،شاید در آینده تله پاتی و روان جنبانی نقش ویژه ای در ارتباطات دنیای فراروانشناسی بازی کنند.

-تحولات جسمانی:روان جنبانی به وضوح از حرکات فیزیکی حکایت میکند.مصادیقی مانند طی الارض و نیز دور جنبانی که در ادیان نیز مورد تایید قرار گرفته است میتوانند مورد مطالعه روان جنبانی قرار گیرند.

-تحولات مغزی فیزیولوژیکی:ادراکات فراحسی عموما غیرحضوری است.اما میتواند در حالتی اتفاق بیافتد که مغز به نحوی حضور محرک را درک کند.فی المثل صدایی که محرک آن در اتاق نیست،اما همه حاضران در اتاق با گوش خود آن را میشنوند.

خواب و رویا

-مراحل خواب:

خوابN REM:1-مرحله اول(مرحله ی آلفا):امواج مغزی 12 تا 16 هرتز 2-مرحله دوم:نمایان شدن دوک ها،مجموعه یk،امواج مغزی 12تا16 هرتز 3-مرحله ی سوم وچهارم(مرحله ی دلتا):خواب عمیق،امواج مغزی 1تا2 هرتز

خوابREM:وجود مغزی کاملا بیدار در بدنی کم وبیش فلج،باعث افزایش افزایش حافظه،4یا5 دوره در خواب شب اتفاق می افتد.

-رویا:درک تصاویر ذهنی و صحنه های خیالی که موقتا با واقعیت بیرونی اشتباه گرفته می شوند.آیا تا به حال رویایی دیده اید که در حین آن بدانید که در حال رویا دیدن هستید؟این حالت نامعمول خودآگاهی را رویای روشن می نامند.

نکته : شواهدی به دست آمده است که رویابینی روشن با فعال شدن مجدد شبکه‌های عصبی بخش‌های پیش‌پیشانی قشر مغزارتباط دارد. یک بررسی اخیر با ام آر آی کارکردی (fMRI) از مغز افراد نشان داد در حین رویابینی روشن نسبت به حالت خواب REM عادی، فعالیت به طول قابل‌توجه قوی‌تر در بخش‌های گوناگون قشر مغز از جمله قطعه‌های پیش‌پیشانی و پس‌سری- گیجگاهی وجود دارد.
جالب این است که این نواحی به شدت فعال شده در حین این نوع رویا، تقریبا همان مناطقی‌اند که در حین خواب REM غیرفعال می‌شوند.
این اطلاعات نشان می‌دهد که رویابینی روشن یک پدیده مربوط به خواب REM نیست، گرچه ممکن است در خواب REM شروع شود یا برخی از خصوصیات خواب REM مانند فلج عضلانی در این وضعیت هم مشاهده شود

نظریه های مربوط به خواب و رویا

1-دیدگاه فلاسفه قدیم:رویاها منشایی الهی دارند.

2-ماری ویتون کالکینز:هر کس در رویاهایش افرادی را می بیند که با او آشنایی بیشتری دارد و در مکان هایی این خواب ها را می بیند که پیشتر در آنجا بوده است.

3-فروید:

-رویاها شاهراهی برای شناخت فعالیت های ناهشیار ذهن

-رویا،کوشش در کسوت مبدل برای برآورده ساختن امیال

-بازبین یا مامور سانسور

-خواب دیدن ضامن حفظ تعادل روانی انسان

4-آدلر:

-رویا نقش گواهی بیماری را بازی می کند.

-رویا چیزی نیست جز پلی بین شب پیش و روز بعد

5-یونگ:

-گرایش به روانشناسی اجتماعی

–عناصر نمادین رویا نشانه هایی کهن وباستانی متعلق به ناخوداگاه جمعی آدمیان

6-فیشر وگرین برگ:

-شواهدی در تایید نظر فروید درباره تمایز بین محتوای نهفته و آشکار رویا وجود ندارد.

7-نظریه ی تبیین رویا اوانز(شناختی):خواب به ویژه خواب رم دوره ای است برای سازماندهی اطلاعات

8-نظریه ی جان اتکینسون هابسون:

-مشخصه رویا دیدن(تصویرسازی دیداری،بی ثباتی زمان و مکان،ناتوانی در یادآوری)

-رویا شبیه روان آشفتگی   -رویاها دارای کارکرد حل مسئله

9-نظریه ی پیوستگی رویا ویلیام دامهوف و آدام اشنایدر(ذهنی،هیجانی و شناختی):

-پیوستگی و همسانی در محتوای رویاها  -پیشبینی علایق و خواسته های خواب بیننده       -رویاها دارای معنا هستند  -محتوای پرخاشگرانه در رویاهای افراد کمتر از 30 سال شایع تر از افراد مسن    –در رویاها،زنان بیشتر قربانی پرخاشگری

10-نظریه ی تکوینی هاربرت اسپنسر(مغزی):

-نارس بودن دستگاه های حسی و پردازنده های نوزاد به هنگام تولد

-خواب دیدن پاسخی تکاملی به مشکل نارس بودن سیستم پردازنده مغز نوزاد

-خواب در دوران بلوغ به بعد تنها پس مانده ای غیرضروری از این نیاز کودکانه

11-نظریه تبیین رویا کریک و میچیسن:

-ما می خوابیم تا خاطرات خود را فراموش کنیم.

-بازبینی و پالایش آموخته های مغز توسط خودش

12-نظریه ی فعالسازی-سنتز هابسون و مک کارلی(فیزیولوژیکی):

-رویا نوعی محصول فرعی فعالیتهای مغزی

-تلاش نافرجام ناحیه پیشانی قشر مخ،برای یافتن معنایی موهوم در پس شلیکهای تصادفی پل مغزی

13-نظریه ی تثبیت حافظه رومان و ریبوت:

-حک شدن اطلاعات(تبدیل حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت)

-اطلاعات دارای بار هیجانی بالا در خواب رم بیشتر حک می شوند.

14-نظریه ی فرایند متضاد ادگارد و ویلیام دمنت(مغزی،فیزیولوژیکی):

-سائق خواب تعادل حیاتی

-فرآیند هشیار ساز وابسته به ساعت

-این دو فرآیند متضاد هم عمل می کنند و موجب چرخه خواب و بیداری می شوند.

تجزیه و تحلیل رویا

-استفاده از روش های کمی برای مطالعه محتوای رویا به صورت سیستماتیک

-برنامه نویسی برای تجزیه و تحلیل جنبه های مختلف محتوای رویا(هال و ون دی کسل)

-مشکلات:ازدیاد روش های کد کردن،کد کردن به وسیله دست،سوگیری آزمونگر

-دارای اعتبار و روایی ابزار سنجش و به حداقل رساندن سوگیری آزمونگر

نتایج:در رویاها،پرخاشگری بیشتر از روابط دوستانه،بدشانسی بیشتر از خودشانسی و هیجانات منفی بیشتر از هیجانات مثبت گزارش می شوند.

تحولات ذهنی،شناختی وهیجانی حاصل از رویا

-شناخت فعالیت های ناهشیار ذهن(فروید)  -حفظ تعادل روانی انسان(فروید)  -سازماندهی اطلاعات درون حافظه(اوانز)  -کارکرد حل مسئله(هابسون)  -پیش بینی علایق و خواسته های خواب بیننده(دامهوف)  -پالایش آموخته های مغز(کریک و میچیسون)  -انتقال اطلاعات از حافظه ی کوتاه مدت به بلند مدت(رومان و ریبوت)

تحولات مغزی و فیزیولوژیکی حاصل از رویا

-برطرف سازی مشکل نارس بودن سیستم پردازنده مغز نوزاد(هابسون و مک کارلی)

-تلاش قشر مخ برای یافتن معنایی در پس شلیکهای تصادفی پل مغز(ادگارد و دمنت)

هیپنوتیزم

-تعریف:هیپنوتیزم،حالتی طیعی از ذهن است که طی آن،ذهن روی موضوع خاصی متمرکز می گردد،آگاهی محیطی کاهش می یابد،تغییرات مفیدی در امواج مغزی ایجاد می شود و تلقین پذیری در مورد موضوعات مورد توافق فرد افزایش می یابد.براساس آمار سازمان بهداشت جهانی،90 درصد جمعیت عمومی،توانایی هیپنوتیزم شدن را دارند.حالتی است مشابه خواب،که توسط کسی القا شده باشد و تلقیناتش به سادگی و بدون مقاومت توسط فرد پذیرفته میگردد.اگرچه که کارشناسان معتقدند،هیپنوتیزم بیشتر نوعی خیالبافی است تا یک خواب.

-مراحل هیپنوتیزم:1-به حداقل رساندن حواس پرتی 2-تمرکز بر یک چیز خاص 3-هیپنوتیزم کننده به هیپنوتیزم شده می گوید در هنگام هیپنوتیزم چه حالتی خواهد داشت 4-تلقین کردن توسط هیپنوتیزم کننده

-شیوه ها:1-تمرکز برآرمیدگی 2-افزایش تنش و هشیاری

-کارکردهای شناختی و ذهنی:1-توجه گزینشی تر 2-توقف برنامه ریزی توسط خود فرد   3-افزایش تلقین پذیری 4-یادزدودگی پس هیپنوتیزمی 5-ناظر پنهان

-کارکردهای عاطفی و هیجانی:1-برانگیخته شدن تخیلات غنی 2-افزایش تجربه های موهومی 3-توهمات مثبت و منفی 4-از بین رفتن ترس 5-از بین رفتن استرس

-تحولات فیزیولوژیکی:1-تغییر ریتم قلب 2-کاهش فشار خون 3-کاهش مقاومت عروق محیطی 4-کاهش متابولیسم پایه 5-کاهش درجه حرارت بدن

-کارکردهای جسمانی و فیزیولوژیکی:1-کنترل حرکت در برابر تلقین ها 2-پاسخ پس هیپنوتیزمی 3-متوقف کردن درد(توهم منفی) 4-داشتن سیستم ایمنی قویتر 5-کاهش وزن  6-درمان بیماری های قلبی،عروقی،گوارشی و پوستی

پیری و رشد زبان

پیری دوره ای از زندگی است که از 60 سالگی (در برخی از متون 65 سالگی) شروع می شود. طبقه بندی سازمان بهداشت جهانی از پیری: 1-پیر جوان(60-74) 2-پیر میانه(75-84) 3-پیر پیر(85 به بالا)

چهار وجه متمایز مفهوم سالمندی از دید متخصصان: 1-سن تقویمی:براساس سالهایی که فرد از بدو تولد زندگی کرده است. 2-سن زیست شناختی:اشاره به تغییرات بدنی که کارآمدی نظام بدنی را کاهش می دهد. 3-سن روانشناختی:تغییراتی که در فرایندهای حسی و ادراکی،توانایی های شناختی و ظرفیت سازگاری و شخصیت رخ می دهد. 4-سن جامعه شناختی:تغییراتی که در ایفای نقش های فرد و ارتباطات او با خانواده، دوستان وو دیگر حمایت کنندگان غیر رسمی رخ می دهد.

نظریه های دوره پیری

1-نظریه پیری برنامه ریزی شده:براساس این نظریه،پیری به طور برنامه ریزی نتیجه تغییرات زنجیره ای از فعال شدن و خاموش شدن ژن های خاص است.چگونگی مسن شدن یک فرد به لحاظ ژنتیکی از قبل مشخص شده است.

2-نظریه هورمونی:زمانبندی زیست شناختی به گونه ای عمل می کند که هورمون ها آهنگ پیری را کنترل می کنند.پدیده یائسگی نمونه ای برای این نظریه است که در اینجا سطح استروژن و پروژسترون کاهش می یابد.

3-نظریه ایمنی شناختی:کاهش برنامه ریزی شده نظام ایمنی که به افزایش آسیب پذیری برای بیماری،پیری و مرگ منجر می شود.نمونه ای برای این نظریه کاهش سلولT (سلول کمک کننده) دربزرگسال است که به افزایش احتمال بیماری می انجامد.

4-نظریه فرسایش:آسیبی که طی سالها به سلول ها،بافت ها و اندام می رسد و سرانجام آنها را می فرساید و باعث کشتن آنها و مرگ می شود.نمونه ای برای این مورد فرسودگی در نظام استخوانی مشاهده می شود آنچنان که در آن آرتروز مفصل اتفاق می افتد.

5-نظریه ارتباط متداخل:تجمع پروتئین ها که ارتباط متداخل دارند به بافت ها آسیب می رساند و فرایند های بدنی را کند می کند.در این نظریه پیری متاثر از یک واکنش شیمیایی است که به طور دائمی تغییر را در طبیعت مولکول های پروتئین ایجاد می کند.

6-نظریه رادیکال آزاد:یک رادیکال آزاد مولکولی است که یک الکترون(جفت نشده)با واکنش پذیری بالایی دارد.تاثیر رادیکال های آزاد در پیری اولین بار توسط هارمن در سال 1956 مطرح شد و وی بیان کرد تولید و تجمع رادیکال های آزاد با افزایش سن بیشتر می شود و این باعث تخریب در مولکول های زیستی مهم می شود.رادیکال های آزاد برای جفت شدن الکترون های خود از مولکول هایی که در اطراف آن باشد یک الکترون جذب می کند و هنگامی که الکترون از مولکول های دیگر جذب می شود،آن مولکول آسیب می بیند.

7-نظریه جهش بدنی:با افزایش سن جهش های ژنتیکی در سلول بدنی به وقوع می پیوندد و در نهایت باعث تخریب و یا اختلال در کنش سلول می شود.

8-نظریه روانی-تحلیلی اریکسون:اریکسون تعارض عمده پیری را احساس انسجام من در برابر ناامیدی می داند.اریکسون انسجام من را وجود نظم و ترتیب در زندگی و پذیرش چرخه زندگی یگانه و منحصر به فرد خویش به عنوان آنچه باید رخ می داده است می داند.

9-نظریه مرحله ای معاصر-روبرت هاویگهرست:براساس این نظریه افراد در سنین مختلف باید به مواردی دست یابند که از نظر وی تکالیف تحولی اند.تکلیف تحولی،تکلیفی است که یک فرد دارد و قصد دارد آن را در یک دوره ی خاص از زندگی حل نماید.تکالیف تحولی 60 سالگی تا پایان عمر:1-سازگاری با کاهش نیروهای بدنی و سلامتی 2-سازگاری با بازنشستگی و کاهش درآمد 3-سازگاری با مرگ همسر 4-برقراری پیوند صریح با گروه سنی خود 5-مواجهه با الزامات اجتماعی و درونی 6-ایجاد ترتیب و برنامه ای برای زندگی بدنی رضایت بخش

10-نظریه رهایی از قید:براساس این نظریه پیر شدن با رهایی از قید متقابل فرد و جامعه همراه است.فرد رفته رفته از مداخله در زندگی اجتماعی باز می ایستد و جامعه نیز امتیازات کمتری به او می دهد.در این نظریه این نگرش وجود دارد که جامعه باید به سالمندان کمک کند تا از نقش های اجتماعی خود کناره گیری کند.

11-نظریه فعالیت:در این نظریه گفته می شود پیری موفق و سالم محصول استمرار فعالیت با سطح بالاست.بنابر نظریه فعالیت،کناره گیری از برخی فعالیت ها به کاهش ظرفیت های بدنی می انجامد و باید همچنان که فرد مسن تر می شود این فعالیت با فعالیت های دیگر که کمتر جنبه بدنی دارند،جایگزین شوند.

12-نظریه تضاد:تضادگرایان مسائل اجتماعی سالخوردگان را از زاویه های انتقادی مورد توجه قرار می دهند و بیان می کنند تحولاتی که در وضعیت سالخوردگان به وقوع می پیوندد،نه در نتیجه نیاز های اجتماعی،بلکه دستیابی و تسلط قشرهای دیگر سنی مخصوصا میانسالان  بر منابع و امکانات کمیاب جامعه است.

13-نظریه رابرت پک:به عقیده ربرت پک تعارض انسجام من در برابر ناامیدی اریکسون از سه تکلیف مجزا تشکیل می شود.برای اینکه انسجام ایجاد شود هر یک از این تکالیف را باید انجام داد:1-تمایز من در برابر دلمشغولی به کار 2-استعلای بدن در برابر دلمشغولی به بدن 3-استعلای من در برابر دلمشغولی به من

14-نظریه خبرگی هیجانی لابووی ویف:ویف معتقد است که افراد سالخورده و آنهایی که از نظر روانی پخته تر هستند از احساسات خود بیشتر خبر دارند.آنها از طریق فکر کردن به تجربیات زندگی و استفاده از راهبردهایی که سرشار از آگاهی هیجانی است و در طول زندگی آنها را تجربه کرده اند،واکنش های هیجانی را به گونه ایی پیچیده تر توصیف می کنند.

15-نظریه رابرت باتلر:به عقیده ی باتلر اغلب سالخوردگان به عنوان  بخشی از دستیابی به انسجام من،جلوگیری از ناامیدی و پذیرفتن پایان عمر به مرور زندگی می پردازند.

16-نظریه تداوم:طبق این دیدگاه اغلب سالخوردگان سعی می کنند یک سیستم شخصی را نگهدارند که با تضمین کردن تداوم بین گذشته آنها و آینده ی مورد نیاز موجب رضایت از زندگی شود.سالخوردگان با استفاده از مهارت های آشنا و پرداختن به فعالیت های آشنا با افراد آشنا استرس و آشفتگی را به حداقل می رساند.

17-نظریه گزینش اجتماعی-هیجانی:وقتی پیر می شویم شبکه های اجتماعی گزینشی تر می شوند. در میانسالی روابط زناشویی عمیق می شوند،خواهر-برادرها احساس نزدیکی بیشتری می کنند و تعداد دوستان کاهش می یابد.در سن پیری تماس با خانواده و دوستان قدیمی تا 80تا90 سالگی ادامه می یابد.

18-نظریه بوهلر(برنامه ریزی و هدف):نظریه که مبین تحول هدف های زندگی است.که بوهلر آن را در 5 طبقه کلی تقسیم کرده است.مرحله پنجم(65تا70 سالگی)،مرحله پیری است.فرد در اینجا از اهدافی که تا کنون دنبال می کرده جدا می شود و آنها را کنار می گذارد یعنی از برخی اهداف چشم پوشی می کند.

19-نظریه جیمز فولر(ایمان و معنویت):در پیری شکل گیری احساس معنویت باعث پذیرفتن ضعف های خودشان شده و آنها احساس یکپارچگی می کنند. طبق نظریه مرحله ای فولر ایمان و معنویت ممکن است در اواخر بزرگسالی به سطح بالاتری برسد.

تحولات فیزیولوژیکی،مغزی و جسمانی در دوره پیری

-امید به زندگی در بدو تولد،متوسط سالهایی است که انتظار می رود شخص از هنگام تولد زندگی کند و به طور عمده از شرایط اجتماعی و ویژگی های ژنتیکی فرد تاثیر می پذیرد.این شاخص نشان می دهد که هر یک از افراد متعلق به یک نسل معین تا پایان زندگی به طور متوسط چند سال عمر خواهند کرد.آمار وزارت بهداشت به سازمان بهداشت جهانی:در سال 95 وزیر بهداشت گفت:طول عمر ایرانیان افزایش یافته است و متوسط عمر زنان به بالای 80 سال و مردان به 79 سال رسیده است.

سیستم عصبی در دوره پیری:

-تاثیرگذاری پیری سیستم عصبی مرکزی بر افکار و فعالیت های پیچیده

-کاهش وزن مغز که در سن 60تا70 سالگی به میزان بیشتری آغاز می گردد و در 80سالگی به 5 تا10 درصد می رسد.

-زوال نورون ها در سرتاسر قشر مخ روی میدهدو این کاهش در قطعه های پیشانی و جسم پینه ای از قطعه های آهیانه ای و گیجگاهی بیشتر است و قطعه های پس سری خیلی کم تغییر میکنند.

-مخچه هم حدود 25 درصد نورون از دست میدهد.سلول های گلیکال که رشته های عصبی را میلین دار می کنندو از این رو در کاهش عملکرد سیستم عصبی مرکزی دخالت دارند.

-ولی نورون های پیر بعد از اینکه تباه شدند سیناپس های تازه ای را ایجاد می کنند.به علاوه قشر مخ می تواند تا اندازه ای نورون های تازه تولید کند.

نظام های حسی دوره پیری:

تغییرات در عملکرد حسی به طور فزاینده ای در اواخر زندگی محسوس می شوند.افراد مسن کمتر می بینند و می شنوند و حساسیت چشایی،بویایی و لامسه ی آنها ممکن است کاهش یابد.حواس ابزار مغز برای ارتباط با دنیای اطراف هستند و بر همین اساس هر کاهشی در آن ها مستقیما به کاهش عملکرد ذهن منجر می شود.

سیستم قلب و عروق در دوره پیری:

-سفت تر شدن عضله ی قلب و ضخیم تر شدن بطن چپ قلب،به علت پیری طبیعی و همچنین تصلب شرائین انباشته شدن پلاک(کلسترول و چربی) در دیواره عروق

-کاهش یافتن ضربان قلب و نرسیدن اکسیژن کافی به بافت ها در هنگام فعالیت شدید جسمانی

-گنجایش حیاتی(مقدار هوایی که می تواند به ریه ها وارد و از آن خارج شود)بین 20تا80 سالگی به نصف کاهش پیدا می کند.

-ریه ها با کارایی کمتری پر و خالی شده و باعث می شوند که خون،اکسیژن کمتری جذب کرده و دی اکسید کمتری را دفع کند.

نکته اول:علم تمدید حیات،مطالعه کندسازی یا معکوس سازی فرایندهای سالخوردگی برای تمدید طول عمرهای متوسط و حداکثری است.برخی پژوهشگران در این حوزه،و گروه های معروف به "دیرزیست گرایان"(کسانی که خواهان طول عمر طولانی برای خود هستند)،بر این باورند که پیشرفت های غیرمنتظره آینده در بازجوانی بافت ها با سلول های بنیادی،ترمیم مولکولی،و جایگزینی اندام(مثلا با اندام های مصنوعی یا پیوند اندام حیوانات)در نهایت بشر را قادر به داشتن طول عمرهای بی کران از طریق بازجوانی سراسری بدن خواهد کرد.از علم تمدید حیات تحت عنوان پزشکی ضد سالخوردگی،پیری شناسی تجربی،و پیری شناسی زیست پزشکی نیز یاد می شود.فروش محصولات ضدپیری مانند تغذیه،آمادگی جسمانی،مراقبت از پوست،جایگزین هورمون ها،ویتامین ها،مکمل ها و گیاهان یک صنعت پر سود جهانی است،مثلا در بازار ایالات متحده تولید حدود 50 میلیارد دلار از درآمد در هر سال را تشکیل می دهد.با این حال،بسیاری معتقد هستند که هدف از طول عمرنامحدود انسان،خود،لزوما هدفی خام است.مسائل اخلاقی از طول عمر توسط اخلاق زیستیان مورد بحث است.

نکته دوم:در طی فرایند پیری،یک موجود زنده تجمع می یابد.آسیب به مولکول های آن،سلول ها،بافت ها و اندام خلاصه می شود؛ولی به طور خاص و دقیق تر،پیری به عنوان مشخصه و فکر به ناپایداری ژنومی،ساییدگی تلومر،تغییرات اپی ژنتیک،اختلال درمیتوکندری،پیری سلولی،ساقه خستگی سلولی و تغییر ارتباطات بین سلولی ایجاد می شود.روند اکسید شدن که با استفاده از تنفس انجام می شود،خود نیز یکی از عوامل فرسودگی است.در عین حال که اکسیژن به ما حیات می دهد از ما حیات را هم می گیرد!

-زوال عقل:زوال عقل از جدی ترین و آزار دهنده ترین بیماری های سالمندان به شمار می رود.رایج ترین نوع زوال عقل آلزایمر است.

نکته سوم:یکی از مشکلات زوال عقل بروز توهم و هذیان است.مثلا بیمار فکر کند همسرش به وی خیانت کرده است یا همسایگان و پرستارش قصد آسیب رساندن و توطئه علیه وی را دارند.بیمار ممکن است به فرزندانش بدبین شود.گاهی اوقات بیمار افرادی را مثلا والدین فوت شده یا اقوام را که نیستند و حضور ندارند می بینند.

تحولات شناختی در دوره پیری

چگونه سالخوردگان می توانند از حداکثر توانایی شناختی خود استفاده کنند؟

سالخوردگانی که حداکثر عملکرد شناختی خود را حفظ می کنند از روش به حداکثر رساندن گزینشی همراه جبران استفاده می کنند.ضمنا آنها روش های جدیدی را برای جبران کردن ضعف های خود استفاده می کنند.

حافظه:

-حافظه حسی با افزایش سن افت پیدا نمی کند.افت مختصری در گنجایش حافظه کوتاه مدت وجود دارد.حافظه دیداری نیز تغییر عمده ای نمی کند.اما بیشترین افت در حافظه دراز مدت،و آن هم در بازیابی آموخته های جدید است.

پردازش زبان:

زبان و مهارت های حافظه رابطه نزدیکی با هم دارند.در درک زبان بدون آگاهی هشیار به یاد می آوریم.برخلاف درک زبان در دو جنبه از تولید زبان به خاطر افزایش سن ضعف هایی مشاهده می شود.جنبه اول بازنمایی کلمات از حافظه دراز مدت است.جنبه ی دوم این است که برنامه ریزی برای گفتن یک مطلب و نحوه ی گفتن آن دشوارتر می شود.

-حل مسئله سنتی،که فاقد زمینه زندگی عملی است کاهش می یابد و حل مسئله روزمره افزایش می یابد.

فرضیه افت پایانی هوش یا کاهش نهایی:

طبق این نظریه هنگامی که افراد به خاتمه ی عمر نزدیک می شوند افت نسبتا محسوسی در هوش آنها دیده می شود.پژوهشگران مطوئن نیستند که آیا این کاهش به چند جنبه از هوش محدود می شود یا تمامی جنبه های آن را تحت تاثیر قرار میدهد.تحقیقات از نظر مدت زمان کاهش نهایی بسیار متفاوت هستند.برخی گزارش میدهند که مدت آن 1 تا3 سال است.برخی گزارش می دهند که به مدت 14 سال ادامه دارد و متوسط آن حدود 5 سال است.

تحولات هیجانی و اجتماعی در دوره پیری

سالخوردگان یک عمر خودشناسی را انباشته کرده اند که خودپنداره ایمن تر و پیچیده تر از دوران گذشته را به بار می آورد.ماهیت قاطع و چند جنبه ای خودپنداره این فرد به او امکان می دهد تا فقدان مهارت را در زمینه هایی که هرگز امتحان نکرده بود،بر آنها تسلط نیافته بود یا دیگر نمی توانست مانند گذشته آنها را انجام دهد جبران کند.

نقش مذهب در زندگی سالمندان:

در اینجا مذهب همان مفهوم کلی و عام آن که مترادف دین است مدنظر است.در سطح پژوهشی در اکثر مطالعات به نقش سودمند اعتقادات مذهبی بر رفتار انسانها اذعان شده؛اگرچه در موارد اندکی نیز تاثیر مذهب،منفی ارزیابی شده است.کوئینگ به عنوان روان پزشک و استاد دانشگاه مطالعات فراوانی در مورد نقش مذهب بر سلامت روان داشته است.او 724 مطالعه را که تا سال 2000 در مورد رابطه میان مذهب و سلامت روانی شده بود،بررسی کرد.او می گوید تنها 6 درصد از این مطالعات بر تاثیر منفی مذهبی بودن افراد بر سلامت روانی اشاره شده است.کوئینگ می گوید اعمال و عقاید اسلامی با سلامت روانی بهتر شامل افسردگی کمتر،اضطراب کمتر، سومصرف مواد کمتر،بهزیستی بیشتر و رضایت مندی بیشتر از زندگی رابطه دارد.

حمایت اجتماعی سالمندان:

یکی از عوامل تعیین کننده اجتماعی سلامت که به اهمیت بعد اجتماعی انسان اشاره دارد و در سالهای اخیر توجه ویژه ای را جلب کرده است،حمایت اجتماعی است.حمایتهای اجتماعی خدماتی هستند که به نیازهای روانی،اجتماعی و عملکردی رسیدگی می کنند.حمایت اجتماعی عامل مهمی در سالمندی موفقیت آمیز بوده و به طور سنتی به عنوان حمایت از طرف خانواده،دوستان و آشنایان در نظر گرفته شده است.پژوهش ها نشان میدهد که ترک یا طرد والدین می تواند به احساس ناامنی،اضطراب و ایجاد حس حقارت در سالمندان بیانجامد و البته حمایت بیش از حد از سوی فرزندان نیز احساس اتکا و عدم استقلال را در وجودشان تشدید می کند.در چنین حالتی سالمندان مجبورند با یکدیگر زندگی کرده،در غیر این صورت باید تنها به سر ببرند یا در یک موسسه نگهداری از سالمندان زندگی کنند.

نکات کاربردی

1-کاهش دلهره و نگرانی 2-روابط اجتماعی خود را حفظ کنید 3-نگاه مثبت داشته باشید 4-ارتباط معنوی 5-فعالیت های بدنی را قطع نکنید 6-مغزتان را ورزش دهید 7-خوب غذا بخورید.

رشد زبان

-زبان با تفکر در ارتباط است.(زبان پیش عقلی و تفکر پیش زبانی)

-کودکان به معنای گفتار خویش و گفتار دیگران توجه دارند.

-پردازش زبان در منطقه بروکا و ورنیکه اتفاق می افتد.

-مراقب باشید ناحیه پس سری کودک آسیب نبیند.

-نیمکره چپ مسئول پردازش زبان است که اگر در ابتدای کودکی آسیب ببیند تا 4 الی 5 سالگی از طریق نیمکره راست جبران می شود اما بعد ازآن به اختلالات گفتاری تبدیل می شود.

-صداهای مربوط به زبان مادری را در داخل رحم می آموزند.

-سیر تحولی تولید صدا:گریه،غان و غون کردن(1 تا2 ماهگی).من و من(6 ماهگی).گفتار طرح دار(در حوالی یک سالگی).

-درک کلمات را از شش ماهگی یاد می گیرند و در 9 ماهگی به سهولت این کار را انجام می دهند.در فاصله 10 تا 13 ماهگی اولین کلمات را بر زبان جاری می کنند.فراز های یک کلمه ای را در محدوده 12 ماهگی برای مقاصد خود به کار می برند مثلا توپ.تا 18 ماهگی دامنه واژگان کند است که بعد ازآن شدت می گیرد که در 2 سالگی تقریبا 270 واژه به کار می برند در حالیکه تا 18 ماهگی فقط 22 کلمه را می توانند به زبان بیاورند.در 30 ماهگی تقریبا 446 واژه را می توانند نام ببرند.در 5 سالگی 2027 واژه را یاد می گیرند.

-خلاقیت زبانی در ساختن واژگان....خانه مار... مرد موشی...در 30 ماهگی شروع می شود و باعث سوتفاهمات خانوادگی میشود.

-سن 3 تا 7 سالگی زمان یادگیری دستور زبان مادری است.

-تفکر پیش زبانی و زبان پیش عقلی...کودک 2 الی 3 ماهه زمانی که والدین صحبت می کنند ساکت می شود و زمانی که والدین ساکت میشوند سروصدا می کنند.

-کودکان تودار در ابتدا دامنه واژگان را گسترش می دهند و بعد بر زبان جاری می کنند که احتمالا تا 2 سالگی اصلا حرف نمی زنند.