کودکی ثانویه
1-لاک:محیط گرایی بود که ذهن کودک را لوح سفیدی می دانست و معتقد بود همه چیز از محیط به ذهن کودک وارد می شود.آموزش وقتی بیشترین تاثیر را دارد که کودکان از آن لذت ببرند.اصول لاک برای یادگیری شامل اصول تداعی،تکرار،سرمشق گیری و پاداش و تنبیه است.
2-روسو:سالم ترین رشد نتیجه تاثیر طبیعت است.همواره براساس اقتضائات سنی یادگیرنده بااو رفتار کنید.او مخالف کنترل استقلال کودک بود.
3-گزل:رشد کودک تحت تاثیر دو نیروی عمده است:محیط و به طرز بنیادی تر ژن ها.کودکی دوم را سن مدرسه می نامد و یک دیاگرام که سه ضلع کودک،والد و مدرسه را پوشش میدهد را معرفی می کند.همچنین این دوره را همراه با تفکیک جنسیت و سازش یافتگی می داند.گزل با آموزش زود هنگام مطالب به کودکان مخالف بود.
4-والن:مرحله" فکر مقوله ای"با ویژگی های:1.شخصیت چند ظرفیتی میشود2.کودک به اکتشاف محیط بیرون مشغول است3.رفتار را با محیط تطبیق میدهد.
5-برونر:بازده اصلی رشد شناختی تفکر است و هدف اصلی آموزش و پرورش نیز باید این باشد که یادگیرنده را به صورت متفکری خودمختار و خودفرمان درآورد.برونر میگوید با انطباق دادن روش های آموزشی بر سطح کارکرد شناختی کودک می توان به آنان هر موضوعی را که قابل آموزش به نوجوانان و بزرگسالان است را آموزش داد.
6-آنا فروید:برای کودکی دوم دو مکانیزم دفاعی را مشاهده کرد:1.تشکل واکنشی:سرمایه گذاری معکوس در کشاننده مجاز 2.والایی گرایی:مستلزم تشکیل فرامن هست و به معنی بروز کشاننده ممنوع تهاجمی در قالب والاگرایی و مورد پسند جامعه.
7-بندورا:ابتدا فرد باید معیارهایی برای پیشرفت خود درونی کند،سپس علاقه درونی برای یادگرفتن به بیاید.ها میان سیستم است که شامل ارتباط والدین با مدرسه میشود.
9-فولر:فولر مراحل رشد ایمان را بررسی کرد.در کودکی دوم معتقد بود کودکان در مرحله اسطوره ای کلمه به کلمه هستند.به این معنی که داستان ها و عقاید و مراسم مذهبی را شروع به درونی کردن می کنند و کلمه به کلمه آن را جذب میکنند.
10-بوهلر:مراحل تحول در اهداف را در طول زندگی تا سالخوردگی بررسی کرد.او معتقد بود در مرحله کودکی،کودکان اهداف خود را مشخص نکرده اند.
11-سلمن:مراحل درک نگاه دیگران توسط کودکان را بررسی کرد.
12-دامون:کودکان(بالای8 سال)به نیکوکاری معتقدند.به این معنی که افراد محروم شایسته گرفتن امتیاز بیشتر هستند.
13-سلیگمن:مفهوم درماندگی آموخته شده را مطرح کرد و هسته این نوع درماندگی را احساس عدم کنترل بر محیط و شرایط توسط فرد میداند.
تحولات شناختی
_پیاژه:توانایی های شناختی:1-طبقه بندی و ردیف بندی طبق کمیت(وزن وطول)2-برگشت پذیری3-نگهداری ذهنی4-انعطاف5-نظم6-استنباط فرارونده7-نقشه های ذهنی.
محدودیت های شناختی:1-تفکر منطقی وابسته به عینیت2-خودگردانی شناختی ضعیف3-پیوستار فراگیری
_ویگوتسکی:بافت یا همان تجارب رسمی وغیررسمی وتحصیلات قویا بررشد شناختی موثر است.
_بازی:موقعیت اثبات خود نیز هست و به کودک اجازه می دهد که با قرار دادن خود به جای دیگری ظرفیت های شناختی خود را گسترش دهد.
_پردازش اطلاعات:کودکان پیش دبستانی در هر تکلیف معمولا روی یک بعد تمرکز میکنند،کودکان در اوایل سالهای دبستانی دو بعد را هماهنگ میکنند.کودکان در حدود 9تا11 سالگی چند بعد را ترکیب میکنند آنها داستان های منسجمی را نقد میکنند که یک طرح اصلی و چند طرح فرعی دارند.بر طبق نظریه نوپیاژه کیس،طرحواره های شناختی در اثر تمرین به توجه کمتری نیاز دارند و فضایی را در حافظه کوتاه مدت برای ترکیب طرحواره های قدیمی و به وجود آوردن طرحواره های جدید آزاد می کند.
-نکته اول:نظریه روبی کیس:یکی از بانفوذترین نظریه های نوپیاژه ای نظریه روبی کیس است او دو نظریه پیاژه و پرداش اطلاعات را باهم ترکیب نموده و انسجام می بخشد ومعتقد است که تغییرات عمومی برجسته ای در ظرفیت پردازش اطلاعات کودکان بوجود می آید.کودکان به تدریج در توانایی پردازش اطلاعات کارآمد می شوند و این کارآمدی در افزایش گنجایش حافظه کاری آنها مشخص می شود.روبی کیس کارآمدی پردازش اطلاعات را جایگزین تعامل پیاژه در مورد جذب و انطباق میکند.به اعتقاد او از طریق تمرین و رسش کارآمدی و مهارت کودکان در پردازش اطلاعات بیشتر می شود وبه این ترتیب آنها می توانند مقدار زیادی فرآیندهای ذهنی را به اجرا درآورند.با افزایش سن،بچه ها با موقعیت های مسئله بسیاری میتوانند روبرو شوند وآنها را حل نمایند.آنها اهداف واستراتژی های بسیاری را انتخاب نموده و قادر به حل مسائل پیچیده میشوند،البته این توانایی در نتیجه افزایش در گنجایش حافظه کاری است که منجر به کارآمدی پردازش اطلاعات میشود.کیس برمرحله ای بودن رشد شناختی تاکید میکند و معتقد است که ما در مراحل باساختارهای ذهنی متفاوتی روبرو میشویم.کیس شناخت را مرکب از دو نوع تحول میداند:یکی تحولات درون مرحله ای و دیگری تحولات برون مرحله ای.کودک برای عبور از یک مرحله به مرحله دیگر نیاز به پردازش اطلاعات دارد که به فضای ذخیره حافظه مرتبط می شود.از دید او رشد شناخت بیشتر به حافظه کاری برمی گردد به این معنی که او میگوید حافظه کاری دارای دو قابلیت پردازش اطلاعات و انباشت است مورد اول به این موضوع برمیگردد که فضای اجرا را فراهم میکند ومورد دوم فضای انباشت را فراهم میکند.داشتن فضای کارآمدتر به این معنی است که توانایی اجرای بیشتر را داشته باشی او معتقد است که تغییرات حاصل در فضای اجرا به خاطر آن است که تعامل بلوغ زیستی وتجربه شکل میگیرد.هرچه فضای ذخیره بیشتر باشد ظرفیت ذهن از طریق توسعه راهبردهای عملی بیشتر میشود او راهبردها را روش بررسی اطلاعات و اتخاذ گامهایی برای رسیدن بهتر به اهداف معرفی میکند.توسعه راهبردها در نظریه کیس همان طرحواره ها یا عملیات ذهنی هستند.او معتقد است که با افزایش سن راهبردها نیز بیشتر می شوند.کیس چهار مرحله رشدی را ذکر میکند:1-حسی-حرکتی(ازتولد تا هیجده ماهگی) 2-ارتباط درونی(هجده ماهگی تا5 سالگی)3-بعدیdimensional(5تا11 سالگی)4-بعد انتزاعی یا برداری(11تا16 سالگی).هر کدام از این مراحل همانند نظریه پیاژه دارای ساختارهای شناختی متفاوتی است و هرمرحله دارای سه زیر مرحله است.کیس معتقد است که چهار فرایند کلی در جریان یکپارچه شدن طرحها وجود دارد که عبارت است از:حل مسئله،کاوش مشاهده وتقلید و تنظیم متقابل.
تحولات عاطفی
1-کودکانی که از لحاظ هیجانی کاملا خودگردان هستندخلق همدلی و نوع دوستی خوبی دارند. 2-بین سبک تربیتی مقتدرانه والدین و خلاقیت کودکان رابطه مثبت معنی دار وجود دارد.بین جو عاطفی خانواده و خلاقیت رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. 3-بین کنش های عاطفی و کنش های شناختی توازی تنگاتنگی وجود دارد به تدریج که به احساسات سطح بالاتر نزدیک می شویم این رابطه بسیار نزدیک تر است.چیزی به عنوان نگهداری احساسات نیز وجود دارد و این ظرفیت موجب دوام پذیری ارزشها می شود که بدون وجود آن دائما تغییر خواهد کرد بعبارت دیگر بتدریج شاهد شکل گیری تغییرناپذیر یا لااقل نگهداری تدریجی در قلمرو عاطفی هستیم.
تحولات هیجانی
1-هیجان را با مبنای درونی توضیح میدهند. 2-یک فرد میتواند چند هیجان متفاوت همزمان داشت باشد. 3-یک فرد میتواند هیجان واقعی خود را نشان ندهد. 4-رشد هیجانی منوط به حساسیت اجتماعی و خوداگاهی است 5-هیجان خودآگاه غرور و گناه متاثر از مسئولیت شخصی و منبع درونی مستقل از والدین است.6- عوامل دخیل در میزان آگاهی هیجانی:رشد شناختی و تجربه اجتماعی 7-خودتنظیمی هیجانی:در اواسط کودکی خودتنظیمی هیجانی به سرعت افزایش می یابد.آنها باید یاد بگیرند که هیجان های منفی را که عزت نفس آنها را تهدید میکند کنترل کنند.اغلب کودکان در ده سالگی بین دو راهبرد کلی برای کنترل هیجان جابجا می شوند:1.کنار آمدن مشکل مدار 2.کنار آمدن هیجان مدار
تحولات اجتماعی
1-تعامل با دیگران موثر بر تحول شناختی و پی بردن به نقش 2-عوامل اجتماعی شدن:والدین،همسالان،بازی، و اجتماع. 3-عزت نفس در سال های اول ابتدایی کاهش اما در سال های انتهایی مجدد بالا می رود.عوامل دخیل در میزان عزت نفس:فرهنگ،سبک فرزندپروری،انتساب مرتبط با پیشرفت و رویکرد تسلط گرا. 4-رقابت خواهر برادری افزایش می یابد.5-جامعه همسال بستر مهمی برای رشد و اصلاح است .کودک در روابط باهمسال انتقاد را تحمل میکند. 6-بازی قانونمند گسترش می یابد که در طی آن عدالت وانعطاف را درک میکنند. کودک از راه بازی که به صورت فزاینده ای،کاربرد قوانین معین بر آن حاکم است.فرصت تعمیق روابط اجتماعی خود و کسب رفتارهای بزرگسالان را به دست می آورد. 7-روابط دوستی برمبنای اعتماد است،گزینشی است،نسبتا پایدار است. 8-پرخاشگری در داخل روابط دوستی شکل می گیرد. 9-پذیرش همسال پیشبین قدرتمندی برای سازگاری روانشناختی است.
-نکته دوم:مطابق با نظریه سلمن کودکان به تدریج که توانایی تمیز دیدگاه خودشان از دیدگاه دیگران را پیدا می کنند به درک بهتری از خودشان و دیگران نائل می آیند.سلمن معتقد است که برای شناسایی فرد دیگر،شخص بایستی بتواند خود را به جای او بگذارد و افکار،احساسات،انگیزه ها و نیتها و به طور خلاصه عوامل درونی که موثر بر رفتارش هستند را بشناسد.اگر کودک چنین توانایی مهمی را که مهارت نقش گیری نامیده میشود،بدست نیاورد تنها این گزینه را خواهد داشت که او را برحسب اسنادهای بیرونی مثل ظاهر او،فعالیتهایش و یادداری هایش توصیف نماید. سلمن رشد مهارت نقش گیری را به این ترتیب ذکر میکند:1-دیدگاه نامتمایز یا خودمحورانه که از حد3 سالگی تا 6 سالگی است. 2-نقش گیری اطلاعاتی-اجتماعی که از حد6 تا8 سالگی را دربرمیگیرد. 3-نقش گیری خودانعکاسی که از حدود 8تا10 سالگی است. 4-نقش گیری متقابل(10تا12 سالگی) و نقش گیری اجتماعی(12تا15 سالگی)
تحولات جسمانی
1-جسم به کندی رشد میکند. 2-6تا8 سالگی دخترها کوتاه تر از و سبک تر از پسرها هستند اما در 9 سالگی دخترها بلندتر و سنگینتر از پسرها می شوند. 3-پسرها عضله دارند،دخترها چربی ذخیره می کنند 4-هرسال 5تا8 سانتی متر به قد و2 کیلوگرم به وزن اضافه می شود. 5-رشد دندان دائمی:دخترها در ریزش دندان شیری جلوتر از پسرها هستند. 6-چهار توانایی حرکتی شکوفا میشود:چالاکی،انعطاف،نیرو،تعادل 7-مهارتهای حرکتی ظریف کودکان هم بسیار پیشرفت می کنند و این حروف را می توانند بنویسند اما آنها را درست نمی نویسند زیرا به جای استفاده از مچ و انگشتان از کل دستشان استفاده میکند.
تحولات مغزی و فیزیولوژی
1-در6 سالگی مغز به 90 درصد حجم نهایی خود می رسد. 2-در6 سالگی هوش شناختی تثبیت می شود. 3-در8 سالگی دست برتری تثبیت می شود. 4-در 9 سالگی مغز به 100 درصد حجم نهایی خود می رسد 5-نیمکره راست رشد میکند. 6-رشد آهیانه محسوس است:ادراک فضایی و تشکیل نقشه شناختی از فضای آشنا 7-جانبی شدن مغز 8-رشد قشر مخ:فرایندهای عالی ذهن مانند توانایی تدوین و ترسیم نقشه بصورت ذهنی 9-تشکیلات شبکه ای:تمرکز و توجه و شادابی وسرزندگی 10-ارتباط مناطق پیش حرکتی و زیرقشری:حرکت ماهرانه 11-گره های پایه:سرعت و نیروی حرکت 12-ارتباط گره های پایه با تالاموس:حرکت ماهرانه 13-ارتباط ساقه مغز و مخچه:تعادل بدن 14-هیپوکامپ:حافظه و فراشناخت 15-مخچه:حرکت متعادل و منعطف و کارکردهای عالی ذهن. 16-ارتباط مخچه و پیشانی:زبان برنامه ریزی استدلال 17-نیمکره راست:ادراک فضایی و ادراک طرح و پردازش هیجانات 18-نیمکره چپ:اداره گفتار و نوشتار و ریاضی 19-ارتباط پیشانی و شبکه ای:توجه انتخابی 20-شکنج زاویه ای:تطبیق شکل دیداری کلمه با شکل شنیداری آن.
تحولات ذهنی
1-هوش
1-هوش شناختی:با مقیای وکسلر برای 6تا16 سال هوش عمومی و 4 مقیاس کلامی،ادراکی،حافظه فعال و سرعت پردازش را بررسی میکند و فرهنگ نابسته است.
عقب مانده ذهنی:-خفیف 50تا70(آموزش پذیر) –متوسط35تا55 (تربیت پذیر) –عمیق زیر 20 –سرآمد بالای 130
2-هوش هیجانی:بررسی هوش هیجانی در کودکان بسیار محدود است وبه توانایی تشخیص و دقت معلم و والدین وابسته است.باید دقت کرد که میزان بروز هوش هیجانی در شرایط مختلف متفاوت است.کودکان این دوره میتوانند خود را جای دیگران بگذارند.
2-تفکر
_پردازش اطلاعات،بازداری شناختی،توجه انتخابی رشد و گسترش پیدا میکند.
_افزایش توانایی پردازش اطلاعات:بین 6 تا12 سالگی زمان لازم برای پردازش اطلاعات کاهش می یابد و در نتیجه سرعت فکر افزایش پیدا میکند.افزایش سرعت تفکر احتمالا به علت ادامه میلین دار شدن رشته های عصبی و کاهش سیناپسی در مغز است.
_افزایش بازداری شناختی:بازداری شناختی به معنای توانایی مقاومت کردن در برابر دخالت اطلاعات نامربوط است.
3-عمق:در نقاشی اضافه میشود.کودک 7 سال قادر به ترسیم تصاویر دوبعدی و در 9 سالگی تصاویر سه بعدی را ترسیم میکند.
4-حافظه
_اولین راهبرد حافظه که در اوایل سال های دبستانی به کار برده میشود مرور ذهنی است. راهبرد دوم سازماندهی است.در راهبرد سازماندهی کودکان اطلاعات مربوط به هم را دسته بندی می کنند.در پایان ،اواسط کودکی کودکان از بسط استفاده می کنند به این ترتیب کودکان بین دو دسته اطلاعات که به هم ربطی ندارند رابطه ایجاد می کنند.
5-نظریه کودک دبستانی درباره ذهن
_برخلاف کودکان پیش دبستانی که ذهن را نافعال میپندارند،کودکان دبستانی آن را عامل فعالی می دانند که می تواند اطلاعات را انتخاب کرده و تغییر شکل دهد.خودگردانی شناختی هنوز در کودکان دبستانی پیشرفت چندانی نکرده است.
نکات کاربردی
-بامریند:چهار شیوه فرزندپروری عبارتند از:1-استبدادی2-مقتدرانه3-بی توجه4-سهلگیرانه
-تاثیرات طلاق بر کودکان به عواملی بستگی دارد از قبیل سن کودک،توانایی ها و ضعف های کودک در زمان طلاق،نوع مراقبت اعمال شده،وضعیت اقتصادی-اجتماعی و عملکرد خانواده پس از طلاق
-همسال نقش مهمی در رشد کودکان دارند،متخصصان رشد به پنج نوع موقعیت همسالان اشاره کرده اند:کودکان محبوب،کودکان عادی،کودکان مغفول،کودکان مطرودومجادله گر
-طی سال های مدرسه ابتدایی،گروه های همسال کودکان را اکثرا همسالان همجنس تشکیل میدهند و در اوایل نوجوانی شرکت کردن در گروههای مختلط افزایش می یابد.
-رویکرد مونتسوری یک فلسفه تعلیم و تربیت است که در آن به کودکان در انتخاب فعالیت ها،آزادی و انگیزش قابل ملاحظه ای داده میشود،آن ها اجازه دارند طبق علاقه خود فعالیت های خود را تغییر دهند و معلم تسهیل کننده راهنماست.
-کودکان در تلاش برای سازمان دادن بازی ها میفهمند که چرا قوانین و مقررات ضروری هستند و کدام یک بهتر عمل میکنند همین تجربه ها به کودکان کمک می کند تا مفاهیم پخته تر انعطاف و عدالت را تشکیل دهند.
-مفاهیم هوش هیجانی به معلمان کمک زیادی کرده است تا بتوانند با دانش آموز ارتباط بهینه داشته باشند و زمینه رشد هوش هیجانی را در دانش آموز فراهم کنند.
-مدت زمانی که در مدرسه هستند پیش بین قدرتمند هوش شناختی هست.
-نمرات آزمون هوش شناختی باید با نتایج هوش هیجانی و میزان سازگاری فرد سنجیده شود تا تابلوی دقیقی از توانایی کودک ارائه شود.