کودکی ثانویه

 

1-لاک:محیط گرایی بود که ذهن کودک را لوح سفیدی می دانست و معتقد بود همه چیز از محیط به ذهن کودک وارد می شود.آموزش وقتی بیشترین تاثیر را دارد  که کودکان از آن لذت ببرند.اصول لاک برای یادگیری شامل اصول تداعی،تکرار،سرمشق گیری و پاداش و تنبیه است.

2-روسو:سالم ترین رشد نتیجه تاثیر طبیعت است.همواره براساس اقتضائات سنی یادگیرنده بااو رفتار کنید.او مخالف کنترل استقلال کودک بود.

3-گزل:رشد کودک تحت تاثیر دو نیروی عمده است:محیط و به طرز بنیادی تر ژن ها.کودکی دوم را سن مدرسه می نامد و یک دیاگرام که سه ضلع کودک،والد و مدرسه را پوشش میدهد را معرفی می کند.همچنین این دوره را همراه با تفکیک جنسیت و سازش یافتگی می داند.گزل با آموزش زود هنگام مطالب به کودکان مخالف بود.

4-والن:مرحله" فکر مقوله ای"با ویژگی های:1.شخصیت چند ظرفیتی میشود2.کودک به اکتشاف محیط بیرون مشغول است3.رفتار را با محیط تطبیق میدهد.

5-برونر:بازده اصلی رشد شناختی تفکر است و هدف اصلی آموزش و پرورش نیز باید این باشد که یادگیرنده را به صورت متفکری خودمختار و خودفرمان درآورد.برونر میگوید با انطباق دادن روش های آموزشی بر سطح کارکرد شناختی کودک می توان به آنان هر موضوعی را که قابل آموزش به نوجوانان و بزرگسالان است را آموزش داد.

6-آنا فروید:برای کودکی دوم دو مکانیزم دفاعی را مشاهده کرد:1.تشکل واکنشی:سرمایه گذاری معکوس در کشاننده مجاز 2.والایی گرایی:مستلزم تشکیل فرامن هست و به معنی بروز کشاننده ممنوع تهاجمی در قالب والاگرایی و مورد پسند جامعه.

7-بندورا:ابتدا فرد باید معیارهایی برای پیشرفت خود درونی کند،سپس علاقه درونی برای یادگرفتن به بیاید.ها میان سیستم است که شامل ارتباط والدین با مدرسه میشود.

9-فولر:فولر مراحل رشد ایمان را بررسی کرد.در کودکی دوم معتقد بود کودکان در مرحله اسطوره ای کلمه به کلمه هستند.به این معنی که داستان ها و عقاید و مراسم مذهبی را شروع به درونی کردن می کنند و کلمه به کلمه آن را جذب میکنند.

10-بوهلر:مراحل تحول در اهداف را در طول زندگی تا سالخوردگی بررسی کرد.او معتقد بود در مرحله کودکی،کودکان اهداف خود را مشخص نکرده اند.

11-سلمن:مراحل درک نگاه دیگران توسط کودکان را بررسی کرد.

12-دامون:کودکان(بالای8 سال)به نیکوکاری معتقدند.به این معنی که افراد محروم شایسته گرفتن امتیاز بیشتر هستند.

13-سلیگمن:مفهوم درماندگی آموخته شده را مطرح کرد و هسته این نوع درماندگی را احساس عدم کنترل بر محیط و شرایط توسط فرد میداند.

تحولات شناختی

_پیاژه:توانایی های شناختی:1-طبقه بندی و ردیف بندی طبق کمیت(وزن وطول)2-برگشت پذیری3-نگهداری ذهنی4-انعطاف5-نظم6-استنباط فرارونده7-نقشه های ذهنی.

محدودیت های شناختی:1-تفکر منطقی وابسته به عینیت2-خودگردانی شناختی ضعیف3-پیوستار فراگیری

_ویگوتسکی:بافت یا همان تجارب رسمی وغیررسمی وتحصیلات قویا بررشد شناختی موثر است.

_بازی:موقعیت اثبات خود نیز هست و به کودک اجازه می دهد که با قرار دادن خود به جای دیگری ظرفیت های شناختی خود را گسترش دهد.

_پردازش اطلاعات:کودکان پیش دبستانی در هر تکلیف معمولا روی یک بعد تمرکز میکنند،کودکان در اوایل سالهای دبستانی دو بعد را هماهنگ میکنند.کودکان در حدود 9تا11 سالگی چند بعد را ترکیب میکنند آنها داستان های منسجمی را نقد میکنند که یک طرح اصلی و چند طرح فرعی دارند.بر طبق نظریه نوپیاژه کیس،طرحواره های شناختی در اثر تمرین به توجه کمتری نیاز دارند و فضایی را در حافظه کوتاه مدت برای ترکیب طرحواره های قدیمی و به وجود آوردن طرحواره های جدید آزاد می کند.

-نکته اول:نظریه روبی کیس:یکی از بانفوذترین نظریه های نوپیاژه ای نظریه روبی کیس است او دو نظریه پیاژه و پرداش اطلاعات را باهم ترکیب نموده و انسجام می بخشد ومعتقد است که تغییرات عمومی برجسته ای در ظرفیت پردازش اطلاعات کودکان بوجود می آید.کودکان به تدریج در توانایی پردازش اطلاعات کارآمد می شوند و این کارآمدی در افزایش گنجایش حافظه کاری آنها مشخص می شود.روبی کیس کارآمدی پردازش اطلاعات را جایگزین تعامل پیاژه در مورد جذب و انطباق میکند.به اعتقاد او از طریق تمرین و رسش کارآمدی و مهارت کودکان در پردازش اطلاعات بیشتر می شود وبه این ترتیب آنها می توانند مقدار زیادی فرآیندهای ذهنی را به اجرا درآورند.با افزایش سن،بچه ها با موقعیت های مسئله بسیاری میتوانند روبرو شوند وآنها را حل نمایند.آنها اهداف واستراتژی های بسیاری را انتخاب نموده و قادر به حل مسائل پیچیده  میشوند،البته این توانایی در نتیجه افزایش در گنجایش حافظه کاری است که منجر به کارآمدی پردازش اطلاعات میشود.کیس برمرحله ای بودن رشد شناختی تاکید میکند و معتقد است که ما در مراحل باساختارهای ذهنی متفاوتی روبرو میشویم.کیس شناخت را مرکب از دو نوع تحول میداند:یکی تحولات درون مرحله ای و دیگری تحولات برون مرحله ای.کودک برای عبور از یک مرحله به مرحله دیگر نیاز به پردازش اطلاعات دارد که به فضای ذخیره حافظه مرتبط می شود.از دید او رشد شناخت بیشتر به حافظه کاری برمی گردد به این معنی که او میگوید حافظه کاری دارای دو قابلیت پردازش اطلاعات و انباشت است مورد اول به این موضوع برمیگردد که فضای اجرا را فراهم میکند ومورد دوم فضای انباشت را فراهم میکند.داشتن فضای کارآمدتر به این معنی است که توانایی اجرای بیشتر را داشته باشی او معتقد است که تغییرات حاصل در فضای اجرا به خاطر آن است که تعامل بلوغ زیستی وتجربه شکل میگیرد.هرچه فضای ذخیره بیشتر باشد ظرفیت ذهن از طریق توسعه راهبردهای عملی بیشتر میشود او راهبردها را روش بررسی اطلاعات و اتخاذ گامهایی برای رسیدن بهتر به اهداف معرفی میکند.توسعه راهبردها در نظریه کیس همان طرحواره ها یا عملیات ذهنی هستند.او معتقد است که با افزایش سن راهبردها نیز بیشتر می شوند.کیس چهار مرحله رشدی را ذکر میکند:1-حسی-حرکتی(ازتولد تا هیجده ماهگی) 2-ارتباط درونی(هجده ماهگی تا5 سالگی)3-بعدیdimensional(5تا11 سالگی)4-بعد انتزاعی یا برداری(11تا16 سالگی).هر کدام از این مراحل همانند نظریه پیاژه دارای ساختارهای شناختی متفاوتی است و هرمرحله دارای سه زیر مرحله است.کیس معتقد است که چهار فرایند کلی در جریان یکپارچه شدن طرحها وجود دارد که عبارت است از:حل مسئله،کاوش مشاهده وتقلید و تنظیم متقابل.

تحولات عاطفی

1-کودکانی که از لحاظ هیجانی کاملا خودگردان هستندخلق همدلی و نوع دوستی خوبی دارند. 2-بین سبک تربیتی مقتدرانه والدین و خلاقیت کودکان رابطه مثبت معنی دار وجود دارد.بین جو عاطفی خانواده و خلاقیت رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. 3-بین کنش های عاطفی و کنش های شناختی توازی تنگاتنگی وجود دارد به تدریج که به احساسات سطح بالاتر نزدیک می شویم این رابطه بسیار نزدیک تر است.چیزی به عنوان نگهداری احساسات نیز وجود دارد و این ظرفیت موجب دوام پذیری ارزشها می شود که بدون وجود آن دائما تغییر خواهد کرد بعبارت دیگر بتدریج شاهد شکل گیری تغییرناپذیر یا لااقل نگهداری تدریجی در قلمرو عاطفی هستیم.

تحولات هیجانی

1-هیجان را با مبنای درونی توضیح میدهند. 2-یک فرد میتواند چند هیجان متفاوت همزمان داشت باشد. 3-یک فرد میتواند هیجان واقعی خود را نشان ندهد. 4-رشد هیجانی منوط به حساسیت اجتماعی و خوداگاهی است 5-هیجان خودآگاه غرور و گناه متاثر از مسئولیت شخصی و منبع درونی مستقل از والدین است.6- عوامل دخیل در میزان آگاهی هیجانی:رشد شناختی و تجربه اجتماعی 7-خودتنظیمی هیجانی:در اواسط کودکی خودتنظیمی هیجانی به سرعت افزایش می یابد.آنها باید یاد بگیرند که هیجان های منفی را که عزت نفس آنها را تهدید میکند کنترل کنند.اغلب کودکان در ده سالگی بین دو راهبرد کلی برای کنترل هیجان جابجا می شوند:1.کنار آمدن مشکل مدار 2.کنار آمدن هیجان مدار

تحولات اجتماعی

1-تعامل با دیگران موثر بر تحول شناختی و پی بردن به نقش  2-عوامل اجتماعی شدن:والدین،همسالان،بازی، و اجتماع. 3-عزت نفس در سال های اول ابتدایی کاهش اما در سال های انتهایی مجدد بالا می رود.عوامل دخیل در میزان عزت نفس:فرهنگ،سبک فرزندپروری،انتساب مرتبط با پیشرفت و رویکرد تسلط گرا. 4-رقابت خواهر برادری افزایش می یابد.5-جامعه همسال بستر مهمی برای رشد و اصلاح است .کودک در روابط باهمسال انتقاد را تحمل میکند. 6-بازی قانونمند گسترش می یابد که در طی آن عدالت وانعطاف را درک میکنند. کودک از راه بازی که به صورت فزاینده ای،کاربرد قوانین معین بر آن حاکم است.فرصت تعمیق روابط اجتماعی خود و کسب رفتارهای بزرگسالان را به دست می آورد. 7-روابط دوستی برمبنای اعتماد است،گزینشی است،نسبتا پایدار است.   8-پرخاشگری در داخل روابط دوستی شکل می گیرد. 9-پذیرش همسال پیشبین قدرتمندی برای سازگاری روانشناختی است.

-نکته دوم:مطابق با نظریه سلمن کودکان به تدریج که توانایی تمیز دیدگاه خودشان از دیدگاه دیگران را پیدا می کنند به درک بهتری از خودشان و دیگران نائل می آیند.سلمن معتقد است که برای شناسایی فرد دیگر،شخص بایستی بتواند خود را به جای او بگذارد و افکار،احساسات،انگیزه ها و نیتها و به طور خلاصه عوامل درونی که موثر بر رفتارش هستند را بشناسد.اگر کودک چنین توانایی مهمی را که مهارت نقش گیری نامیده میشود،بدست نیاورد تنها این گزینه را خواهد داشت که او را برحسب اسنادهای بیرونی مثل ظاهر او،فعالیتهایش و یادداری هایش توصیف نماید. سلمن رشد مهارت نقش گیری را به این ترتیب ذکر میکند:1-دیدگاه نامتمایز یا خودمحورانه که از حد3 سالگی تا 6 سالگی است. 2-نقش گیری اطلاعاتی-اجتماعی که از حد6 تا8 سالگی را دربرمیگیرد. 3-نقش گیری خودانعکاسی که از حدود 8تا10 سالگی است. 4-نقش گیری متقابل(10تا12 سالگی) و نقش گیری اجتماعی(12تا15 سالگی)

تحولات جسمانی

1-جسم به کندی رشد میکند. 2-6تا8 سالگی دخترها کوتاه تر از و سبک تر از پسرها هستند اما در 9 سالگی دخترها بلندتر و سنگینتر از پسرها می شوند. 3-پسرها عضله دارند،دخترها چربی ذخیره می کنند 4-هرسال 5تا8 سانتی متر به قد و2 کیلوگرم به وزن اضافه می شود. 5-رشد دندان دائمی:دخترها در ریزش دندان شیری جلوتر از پسرها هستند. 6-چهار توانایی حرکتی شکوفا میشود:چالاکی،انعطاف،نیرو،تعادل 7-مهارتهای حرکتی ظریف کودکان هم بسیار پیشرفت می کنند و این حروف را می توانند بنویسند اما آنها را درست نمی نویسند زیرا به جای استفاده از مچ و انگشتان از کل دستشان استفاده میکند.

تحولات مغزی و فیزیولوژی

1-در6 سالگی مغز به 90 درصد حجم نهایی خود می رسد. 2-در6 سالگی هوش شناختی تثبیت می شود. 3-در8 سالگی دست برتری تثبیت می شود. 4-در 9 سالگی مغز به 100 درصد حجم نهایی خود می رسد 5-نیمکره راست رشد میکند. 6-رشد آهیانه محسوس است:ادراک فضایی و تشکیل نقشه شناختی از فضای آشنا 7-جانبی شدن مغز 8-رشد قشر مخ:فرایندهای عالی ذهن مانند توانایی تدوین و ترسیم نقشه بصورت ذهنی 9-تشکیلات شبکه ای:تمرکز و توجه و شادابی وسرزندگی 10-ارتباط مناطق پیش حرکتی و زیرقشری:حرکت ماهرانه 11-گره های پایه:سرعت و نیروی حرکت 12-ارتباط گره های پایه با تالاموس:حرکت ماهرانه 13-ارتباط ساقه مغز و مخچه:تعادل بدن 14-هیپوکامپ:حافظه و فراشناخت 15-مخچه:حرکت متعادل و منعطف و کارکردهای عالی ذهن. 16-ارتباط مخچه و پیشانی:زبان برنامه ریزی استدلال 17-نیمکره راست:ادراک فضایی و ادراک طرح و پردازش هیجانات 18-نیمکره چپ:اداره گفتار و نوشتار و ریاضی 19-ارتباط پیشانی و شبکه ای:توجه انتخابی 20-شکنج زاویه ای:تطبیق شکل دیداری کلمه با شکل شنیداری آن.

تحولات ذهنی

1-هوش

1-هوش شناختی:با مقیای وکسلر برای 6تا16 سال هوش عمومی و 4 مقیاس کلامی،ادراکی،حافظه فعال و سرعت پردازش را بررسی میکند و فرهنگ نابسته است.

عقب مانده ذهنی:-خفیف 50تا70(آموزش پذیر) –متوسط35تا55 (تربیت پذیر) –عمیق زیر 20 –سرآمد بالای 130

2-هوش هیجانی:بررسی هوش هیجانی در کودکان بسیار محدود است وبه توانایی تشخیص و دقت معلم و والدین وابسته است.باید دقت کرد که میزان بروز هوش هیجانی در شرایط مختلف متفاوت است.کودکان این دوره میتوانند خود را جای دیگران بگذارند.

2-تفکر

_پردازش اطلاعات،بازداری شناختی،توجه انتخابی رشد و گسترش پیدا میکند.

_افزایش توانایی پردازش اطلاعات:بین 6 تا12 سالگی زمان لازم برای پردازش اطلاعات کاهش می یابد و در نتیجه سرعت فکر افزایش پیدا میکند.افزایش سرعت تفکر احتمالا به علت ادامه میلین دار شدن رشته های عصبی و کاهش سیناپسی در مغز است.

_افزایش بازداری شناختی:بازداری شناختی به معنای توانایی مقاومت کردن در برابر دخالت اطلاعات نامربوط است.

3-عمق:در نقاشی اضافه میشود.کودک 7 سال قادر به ترسیم تصاویر دوبعدی و در 9 سالگی تصاویر سه بعدی را ترسیم میکند.

4-حافظه

_اولین راهبرد حافظه که در اوایل سال های دبستانی به کار برده میشود مرور ذهنی است. راهبرد دوم سازماندهی است.در راهبرد سازماندهی کودکان اطلاعات مربوط به هم را دسته بندی می کنند.در پایان ،اواسط کودکی کودکان از بسط استفاده می کنند به این ترتیب کودکان بین دو دسته اطلاعات که به هم ربطی ندارند رابطه ایجاد می کنند.

5-نظریه کودک دبستانی درباره ذهن

_برخلاف کودکان پیش دبستانی که ذهن را نافعال میپندارند،کودکان دبستانی آن را عامل فعالی می دانند که می تواند اطلاعات را انتخاب کرده و تغییر شکل دهد.خودگردانی شناختی هنوز در کودکان دبستانی پیشرفت چندانی نکرده است.

نکات کاربردی

-بامریند:چهار شیوه فرزندپروری عبارتند از:1-استبدادی2-مقتدرانه3-بی توجه4-سهلگیرانه

-تاثیرات طلاق بر کودکان به عواملی بستگی دارد از قبیل سن کودک،توانایی ها و ضعف های کودک در زمان طلاق،نوع مراقبت اعمال شده،وضعیت اقتصادی-اجتماعی و عملکرد خانواده پس از طلاق

-همسال نقش مهمی در رشد کودکان دارند،متخصصان رشد به پنج نوع موقعیت همسالان اشاره کرده اند:کودکان محبوب،کودکان عادی،کودکان مغفول،کودکان مطرودومجادله گر

-طی سال های مدرسه ابتدایی،گروه های همسال کودکان را اکثرا همسالان همجنس تشکیل میدهند و در اوایل نوجوانی شرکت کردن در گروههای مختلط افزایش می یابد.

-رویکرد مونتسوری یک فلسفه تعلیم و تربیت است که در آن به کودکان در انتخاب فعالیت ها،آزادی و انگیزش قابل ملاحظه ای داده میشود،آن ها اجازه دارند طبق علاقه خود فعالیت های خود را تغییر دهند و معلم تسهیل کننده راهنماست.

-کودکان در تلاش برای سازمان دادن بازی ها میفهمند که چرا قوانین و مقررات  ضروری هستند و کدام یک بهتر عمل میکنند همین تجربه ها به کودکان کمک می کند تا مفاهیم پخته تر انعطاف و عدالت را تشکیل دهند.

-مفاهیم هوش هیجانی به معلمان کمک زیادی کرده است تا بتوانند با دانش آموز ارتباط بهینه داشته باشند و زمینه رشد هوش هیجانی را در دانش آموز فراهم کنند.

-مدت زمانی که در مدرسه هستند پیش بین قدرتمند هوش شناختی هست.

-نمرات آزمون هوش شناختی باید با نتایج هوش هیجانی و میزان سازگاری فرد سنجیده شود تا تابلوی دقیقی از توانایی کودک ارائه شود.

رشد حرکتی

استراتژی این است که بر 10 موضوع کلی علم رشد تمرکز شود،که در جلسات پیش هشت موضوع عنوان شد و دو موضوع باقیمانده در این جلسه عنوان میشود.

Enculturated Interaction (تعامل فرهنگ محور)

9-همیشه رشد در یک بستر اجتماعی و فرهنگی رخ می دهد.اما درک محققین از رشد بیطرفانه نیست،چرا که داده هایشان بیشتر از کودکان رشدیافته در خانواده های غربی تحصیل کرده طبقه متوسط به دست آمده است.مقایسات بین فرهنگی نشان می دهد که بزرگ شدن در سایر فرهنگ ها به سایر مسیرهای رشد منجر می شود.رفتار حرکتی انسان به مراتب متفاوت تر و قابل انعطاف پذیرتر از آن است که به طور کلی گفته می شود و تنوع فرهنگی در شیوه های اصلی فرزندآوری/فرزندپروری، به الگوهای متغیر رشد حرکتی کمک می کند.

10-رفتار حرکتی غالباً در کتاب های مربوط به روانشناسی رشد در فصول ابتدایی و به طور جداگانه بررسی می شود.اما شواهد نشان می دهد که رشد حرکتی می تواند یک زنجیره رشدی از رویدادها را تحریک کند که فراتر از حرکت صرف بدن است و باعث ایجاد تحولات ادراکی،شناختی و اجتماعی می شود.

رشد رفتار همان رشد حرکتی است

-نوزادان برای هر حرکتی یک سری نقاط عطف دارند

- روند رشد حرکتی نوزاد تا 12 ماهگی:از تولد تا سه ماهگی نوزادان می توانند 1 تا3 ثانیه سروگردن خود را بالا بگیرند. در ماه چهارم اگر روی زمین رها شود می تواند بغلتد و این عمل به یک سمت و روی یک دست است و اولین نشانه های دست برتر در این مرحله رخ می دهد.تقریباً در شش ماهگی می توانند چند لحظه ای را بدون کمک دیگران بشینند.در هفت ماهگی چهاردست وپا حرکت می کنند.در یازده ماهگی چند لحظه روی پا می ایستند. در دوازده ماهگی می توانند راه بروند.و این متوسط،میانگین سنی نوزادان تمام قاره هاست.

مغز یا بدن؟

مغز و بدن و محیط چه ارتباطی با هم دارند؟

-مفز،بدن و محیط در کنار هم در مطالعه رفتار حرکتی مورد بررسی قرار می گیرند و منتهی شدند به هوش مصنوعی.این دیدگاه ها،رویکردهای مدرن به رشد حرکتی،علم حرکت وهوش مصنوعی را از روشهای سنتی تفکر جدا می کند.

-بعضی از جنبه های کنترل حرکتی به بدن و محیط واگذار می شود مثلا در نظر بگیرید که یک لیوان را با انگشتان نرم و قابل انعطاف خود در دست میگیرید و همین کار را زمانی که انگشتانه در دست دارید،انجام می دهید،ملاحظه می شود که برخی مسائل گرفتن اشیا توسط مغز حل نمی شود بلکه به ماده و خواص مورفولوژیک دست در ارتباط با لیوان واگذار شده است.

-پژوهشگران حوزه رشد حرکتی اعتقاد دارند،بدن نقش اصلی را در رفتار حرکتی ایفا می کند و این بدن می تواند زمینه ساز بقیه تحولات باشد.اولین بار گزل این آناتومی را که یک پیوند ناگسستنی بود را مطرح کرد.

-به طور مثال راه رفتن بر یک سطح شیب دار را در نظر بگیرید.رباتهای راه رونده پویا هیچ موتور یا نرم افزاری ندارند اما می توانند از سطح شیبدار پایین روند.خواص بدنه این رباتها،شیب زمین و گرانش،باعث ایجاد سلسله حرکات آنها می شود.

-ربات را می توان طوری برنامه ریزی کرد که بدنه و محیط خاصی را برای خود فرض کند،اما کودکان را نمی توان،چون بدن و محیط دیروز ممکن است امروز تغییرکند.این جریان مداوم رشد،باعث می شود که نوزادان اصول حرکتی ثابت را نپذیرفته و انعطاف پذیری و سازگاری ر یادبگیرند.و این حرکات کودک زمینه ساز برخی حرکات در آینده هستند.

-شاید در آینده ای نه چندان دور،متخصصین رباتیک رشد بتوانند رباتهایی بسازند که حرکاتشان  کاملا بدنمند بوده و در محیطی پیچیده که پالشهای متغیر و جدیدی دارد،قرار بگیرند و فرهنگ محور شوند تا با سایر عاملین اجتماعی ارتباط برقرار نمایند.در چنان روزی،رباتها ممکن است از یک کودک18 ماهه پیشی بگیرند.

حرکت بدنمند

-حرکت بدنمند یعنی حرکت در بدن اتفاق می افتد و ریخت شناسی بدن،محدوده حرکات احتمالی را تعیین می کند.بنابراین،تغییرات تکاملی و رشد در مورفولوژی بدن احتمال عمل را تغییر می دهد.

- پرش در ملخ مثال قابل توجهی از روابط تکوینی بدن و حرکت را نشان می دهد.ملخ ها هنگامی دورتر می پرند که اسکلت آنها سفت تر باشد،زیرا بخشی از قدرت پرش آنها ناشی از آزاد شدن انرژی است که به طور موقت در اسکلت ذخیره شده است.تا زمانی که اسکلت سفت و سخت است،این حشرات نمی توانند رشد کنند.ملخ های خردسال و سایر بندپایان برای افزایش اندازه باید به طور دوره ای ذره ذره پوست اندازی کنند.بین این پوست اندازی ها،وزن ملخ ها دوبرابر می شود،اما اسکلت نرم جدید قادر به ذخیره انزی الاستیک نیست  هر چه اسکلت سخت تر می شود،سرعت افزایش حجم عضلات با سرعت افزایش حجم کلی بدن همگام نمی شود.نتیجه،یک مسیر رشدی حلزونی است:مسافت پرش از نوجوانی به بزرگسالی دوبرابر می شود،اما در هر دوره پوست اندازی،فاصله پرش با کم شروع می شود و به محض سخت شدن اسکلت به شدت افزایش می یابد،سپس دوباره کاهش می یابد زیرا بدن سریع تر از ماهیچه رشد می کند.

فعالیت تصادفی و عملکرد متعاقب

دلیل حرکت برای چه منظوری است و به کجا ختم خواهد شد؟

-برخی فعالیت ها(تنفس)حمایتگر زندگی اند و برخی فعالیت ها(برداشتن چیزی)اهداف فوری را برآورده می کنند.حتی ان فعالیتهایی که تصادفی و بی هدف به نظر می رسند-محصولات جانبی اتفاقی برخی از فرایندهای فیزیولوژیکی-ممکن است ساختار ارزشمندی را آشکار کنند،طی رشد تغییر کرده و عملکردهای مهم رشدی را انجام دهند.

حرکت پیش از تولد

-حرکات جنین در6-5 هفته پس از لقاح ظاهر می شود.حرکات عمومی که در تمام بدن موج می زند،خم شدن به طرفین از سرو تنه،پرش ها،سکسکه،پیچ خوردگی،حرکات جداگانه سر،اندام و انگشتان،حرکات"تنفس"،حرکات"گام برداشتن"،پشتک و وارو و حرکات صورت مانند باز کردن دهان،بیرون آوردن زبان و خمیازه.به صورت دست می زنند و انگشتان دست و انگشت شست خود را می مکند.بند ناف و دیواره رحم را لمس می کنند و با بند ناف بازی می کنند.آزادانه از طریق مایع آمنیوتیک با بدن خود در هر جهت نسبت به گرانش حرکت می کنند(از جاذبه زمین برای بازی کردن و خوابیدن استفاده می کنندو اگر مادر نتواند تشخیص دهد که جنین چه موقع خواب است جنین عصبانی می شود و شروع به لگد زدن می کند). جنینها تا سه ماهه دوم،لبخند،شکلک و حرکاتی از صورت ایجاد می کنند که شبیه حالات چهره بزرگسالان مانند خنده،گریه و درد است.

نکته:همدلی از دوران بارداری به صورت گفتاری شروع می شود.

-حرکت جنین،باعث تحرک عضلات می شود،مفاصل را خم می کند،پوست را می کشد و مایع آمنیوتیک را به گردش درمی آورد.بدون این پیامدهای حرکت،رشد جسمی به طور عادی پیش نمی رود.

-اکثر حرکات موجود در سایقه نوزاد،ما ه ها توسط جنین انجام می شده است.

حرکات مکرر(کلیشه ای) و کوبیدن ها

-حرکاتی که نوزادان به طور خودبه خود نشان می دهند،می توانند برای اقدامات عمدی و هدف محور مورد استفاده قرار گیرد.به عنوان مثال،در طی چند دقیقه،ضربات خودبه خود دست یا پا به ابزاری بی نقص برای تکان دادن جسم متحرک بالای سرشان تبدیل می شود.

بنابراین حرکت خودبخودی،تمرینی برای بسیاری از حرکات عمدی در آینده نزدیک خواهد بود و مواد اولیه ای را که اقدامات هدفمند از ان انتخاب می شوند فراهم می کند.

بازی های حرکتی

-انسان ها و حیوانات این فعالیت های بازیگوشی را دارند و نقطه ی مشترک انسان و حیوان هستند و معمولا داوطلبانه،ارادی و لذت بخش هستند و به ظاهر نشان می دهد که بازی ها فایده فوری برای ما ندارند.اما از دیدگاه تکاملی بازی یک معمای جدی است که اگر این بازی و حرکت را از کودک بگیرند تمام تحولات کودک را گرفتند.

-پس چرا حیوانات جوان بازی می کنند؟

1.بازی منبعی از فعالیت بدنی را ایجاد می کند که می تواند باعث رشد استخوانها و ماهیچه ها شود(پلگرینی و اسمیت،1998 ).2.بازی،مکانیزمی برای تولید فعالیت عصبی متغیر و فیدبک حسی برای ارتقاء پلاستیسیته عصبی است(2005). 3.فرصتی برای کشف مهارتهای جدید(2001). 4.تمرینی بدون عواقب منفی برای رفتارهای خطرناک مانند شکار و جنگ می باشد(1981).5.علاوه براین،حیوانات جوانی که بدون فرصت بازی پرورش یافته اند،نواقص طولانی مدتی نشان داده اند.

پیوستگی رشد

برخی از رفتارهایی که اوایل از نوزادان سرمی زند،شباهت چشمگیری با رفتارهای مشابه بزرگسالان دارند.چرا؟ برای پاسخ به این سوال سه احتمال درنظر میگیرند:

-احتمال اول:این است که،رفتار اولیه هیچ ارتباط مستقیمی با رفتار بعدی ندارد.بلکه یک سازگاری درونزا و مربوط به رشد است،یک روش جایگزین برای انجام یک عملکرد کلی.

-احتمال دوم:به نظرمیرسد،رفتارهای اولیه و بعدی به لحاظ تاریخی مرتبط هستند،اما جنبه های شکل یا عملکرد آنها متفاوت است،رفتار قبلی/اولیه یک پیشینه تاریخی است.

-احتمال سوم:به این نکته اشاره دارد که رفتارها یکسان هستند،رفتار ظاهری اولیه یک ویژگی اولیه و پایه ای ست که با برخی از ویژگیهای مهم رفتار ثانویه مشترک است.

شباهت های چشمگیر

-جنین مرغ در حالی که هنوز در تخم مرغ است،با پاهای خود حرکاتی ایجاد می کند که بدن مرغ را به صورت دایره ای چرخانده و همزمان نوک جنین،پوسته را برای خروج میترکاند.

-نوزادان انسان نیز حرکات مختلفی نشان می دهند که در آینده هم تکرار می شود:جنین ها و نوزادان دستان خود را با استفاده از همان حرکاتی که ماه ها بعد برای غذا خوردن استفاده می کنند،به دهان می آورند. –بچه های سه تا پنج ماهه بطور خودبخود انگشت شست را به سمت انگشت نشانه می رسانند بدون اینکه چیزی در دستشان باشد،همین حرکت ماه ها بعد برای گرفتن شی کوچک تکرار می شود.

سازگاری و تنوع رشد

-تغییر بدن در طی روز،محدودیت های بیومکانیکی حرکت را تغییر میدهد.به طور مشابه،تغییرات رشدی در بدن،بیومکانیک حرکت را تغییر می دهد.

-یادگیری حرکت مستلزم یادگیری سازگاری رفتار با تغییرات کوتاه مدت در بدن است و کسب مهارت های جدید حرکتی مستلزم یادگیری حرکت در بدن خاص شما است.

-مورد دوقلوهای هنسل را در نظر بگیرید که از میانه گردن به هم متصل شده اند.مغزهر خواهر،اندام یک سمت بدن را کنترل می کند به نحوی که بتوانند دست بزنند،شنا کنند،رانندگی کنند و سایر مهارتهای دو طرفه را اجرا نمایند.

Embedded Action

-فاکتورهای محیطی بر رشد حرکتی تاثیرگذار است.و رشد حرکتی زمینه دیگر رشدها از جمله رشد شناختی را موجب میشود.

نکته:رشد حرکتی در اولویت توجه نسبت به دیگر تحولات است اما به معنای نادیده گرفتن دیگر ابعاد رشدی نیست.

-طبیعت متغیر محیط،لزوم منعطف و سازگار بودن اقدامات را نشان می دهد.حتی موجود ساده ای چون کرم سی الگلنس(با302 نورون) با شنا درآب و خزیدن رو خشکی خود را وفق می دهد.

یادگیری از طریق انجام دادن:اکتشاف محیط

نکات مهم:-محیط نوزادان مانند بدن و مهارتهایشان رشد و توسعه می یابد.

-حیوانات برای کاوش در محیط از فاصله دور و نزدیک،راه حل های مختلف آناتومیکی و حسی را تکامل داده اند.-برای انسان،بینایی وسیله اصلی کاوش در جهان از راه دور است.

-پاییدن یک شیء از راه دور به نوزادان انگیزه می دهد تا حرکت کنند و دیدن موانع در چند قدم جلوتر،باعث تغییر مسیر حرکتشان می شود.

-گرچه اکتشاف بصری بر تحقیقات اکتشاف حاکم است،اما سایر سیستم های ادراکی می توانند به عنوان کاوشگرهای از راه دور عمل کنند.

برنامه ریزی و نوآوری:کنترل آینده نگر

-در دنیای متغیر،اقدامات باید برنامه ریزی شده و آینده نگر باشند.کودکان باید پای خود را بلند کنند تا از برخورد با مانع جلوگیری کنند وپای خود را پایین آورند تا از پله ها پایین بیایند.

-نوزادان از ابتدا شواهدی از کنترل آینده نگر نشان می دهند.باز شدن دهان جنین در انتظار انگشت شست ممکن است اولین کاربرد کنترل آینده نگر باشد.

-اینکه کودکان 10 ماهه بسته به اینکه قصد دارند توپ را به داخل ظرفی پرتاب کنند یا آن را به درون یک تیوب فشار دهند،میزان دسترسی خود را تنظیم می کنند،شواهد بدیعی از کنترل آینده نگر است.

تعامل فرهنگ-محور

-اطلاعات اجتماعی می تواند عملکرد حرکتی را راهنمایی و تسهیل کند و اقدامات حرکتی نوزادان نشانگر رفتارهای اجتماعی دیگران است.تاثیرات دوطرفه در همه مقاطع زمانی وجود دارد.

-آغوش باز والدین می تواند انگیزه ای برای اولین قدم های یک نوزاد باشد.شروع راه رفتن،ماهیت تعاملات اجتماعی نوزادان با والدین را تغییر می دهد.

-تصمیمات اساسی روزمره جهت پرورش کودک به قدری از لحاظ فرهنگی درونی و فراگیر است که ما تاثیر احتمالی آنها را بر رشد نادیده می گیریم.

نتیجه گیری

-کنترل حرکتی،حلقه مفقوده روانشناسی شناختی است که در مجلات،کتابهای درسی و دوره های روانشناسی مورد غفلت قرار گرفته است.

-رفتار حرکتی،توسط بدن،مغز ومحیط محدود می شود،اما آناتومی،سرنوشت نهایی نیست،محیط رفتار را دیکته نمی کند و نحوه پرورش و تربیت،تعیین کننده آینده نیست.

-ادبیات پژوهشی در حال رشد،کسب مهارت حرکتی را،همپایه و هم کاتالیزور رشد شناختی می داند که زنجیروار به ادراک،شناخت،عاطفه،تعامل اجتماعی و شناخت اجتماعی میرسد.

-تحقیقات در مورد رشد حرکتی این توانایی را دارد که الهام بخش یک علم رشدی واقعا بدنمند،درونی شده و فرهنگ محور باشد.